همچنين ، روايتى كه درباب متعه است كه « اگر منعى صورت نمىپذيرفت ، ما زنى إلّا شفى » . در اين روايت ، شفى درست است نه شقى ؛ و شفى به معنى قليل است .
احاديث موضوع
ميرداماد ، بدترين قسم از اقسام خبر ضعيف را خبر موضوع مىداند . سپس اقسام احاديث موضوع را بيان مىكند . نظر ايشان اين است كه قطعاً بين روايات ما روايت جعلى و ساختگى وجود دارد ؛ چون هم در روايات پيامبر صلى الله عليه و آله و هم روايات امام صادق عليه السلام ، خبر از روايات ساختگى داده شده است . از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شد كه فرمود :
« ستكثر بعدى القالة علىّ » ؛ يا در روايت ديگر حضرت فرمود : « يكذّب علىّ بعدى » .
در روايتى از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود : « لكل رجل منّا رجلًا يكذب عليه » .
ميرداماد مىگويد : اگر اين احاديث درست باشند ، پس روايات جعلى وجود دارد ؛ چون پيامبر صلى الله عليه و آله و امام صادق عليه السلام خبر دادهاند و اگر اين روايات را پيامبر صلى الله عليه و آله و امام صادق عليه السلام بيان نفرموده باشند ، خود اين روايات ساختگى هستند . پس آنچه مسلم است ، ساختگى بودن برخى از روايات است .
وى اقسام احاديث ساختگى را به اين شرح ذكر مىنمايد :
1 . احاديثى كه توسط منسوبان به زهد و راستى ساخته شده است كه بيش از بقيه اقسام احاديث ساختگى ، ضرر داشته است . آنها اين احاديث را قربة الى اللَّه و ( به گمان باطل خويش ) براى آن كه دلهاى مردم را متوجّه خداوند متعال كنند ساختند ؛ سخنان زيادى از آنها مورد پذيرش واقع شد ؛ چون مردم به اين افراد اعتماد داشتند . احاديث آنها در باب موعظه ، فضيلت ذكر ، ورد ، مستحبات ، عبادات ، مناقب و كمالات گروهها و اقوام و نسبت دادن كارهاى خارق العاده به اولياست ( به نحوى كه انسان آگاه ، يقين مىكند كه اينها ساختگى هستند ؛ اگرچه كرامت اوليا فى حد نفسه ممكن است ) .
مؤلف ، در ادامه اين بخش ، ديدگاه عدهاى از متفكران اهل سنّت را در اين باب يادآور مىشود ؛ از بيضاوى شارح كتاب منهاج الاصول نقل مىكند كه حديث « اقتدوا بالذين من بعدى أبوبكر و عمر » ساختگى است و همچنين از طيبى نقل مىكند كه به