سخن از امانت فراموش شده پيامبر است كه فرمود :
إني تاركٌ فيكمُ الثقلينِ كتابَ اللَّهِ و عِترَتي . . . .
شيخ كلينى يعنى الكافى ، يعنى آبشخور پاك اهل بيت عليهم السلام ، يعنى كوثر شيرين حديث در كوير فرهنگى تاريخ ، يعنى سرچشمهء زلال دوستداران آل محمد صلى اللَّه عليهم اجمعين .
سال تناثر نجوم
سالى كه ستارگان فرو ريخت .
سيماى مردان خدا كه پس از تحمل رنجها و مشقتها امانتى را كه از جانب خداوند به آنان سپرده شده ، سالم به منزل مىرسانند ديدنى است .
خدا در ديدگان چنين انسانهايى موج مىزند و سبكبالى وصف ناپذيرى به آنها روى مىدهد . آنان در آن حالات روحانى در شوق ديدار دوست لحظه شمارى مىكنند .
كلينى در حالى كه بيش از 70 سال از عمرش مىگذشت و پس از 20 سال تلاش در تدوين كتاب الكافى و تحمل رنجها ، غربتها و مشقتها ، اينك در آستانهء ملاقات با معبود و معشوق است . او در خود آرامشى احساس مىكرد ، آرامشى كه نشان از ايثار و از خود گذشتگى و اداى تكليف او داشت .
او اگر چه در قفس دنيا مىزيست ؛ اما در فضاى بهشت تنفس مىكرد ، چرا كه تمام لحظههاى عمرش را با كلام اهل بيت عليهم السلام سپرى كرده بود و در راه اداى فريضه ، هر رنجى را به جان پذيرفته بود .
براى ما خاكيان رهيدن از خاك تازگى دارد ؛ ولى براى فرزانهاى چون كلينى كه هيچگاه وابسته به خاك نشد ، مرزى به نام خاك وجود نداشت . او در انتظار رفتن و رؤيت محبوب ، روزها را سپرى مىكرد .
سال 329 هجرى قمرى سالى است كه سال « تناثر نجوم » نام گرفته است ، سال فرو ريختن ستارهها و سالى كه آسمان علمِ اين دنياى خاكى بىستاره ماند .