و در اين روز : سنهء 101 ، عمر بن عبدالعزيز بن مروان در دير سمعان از اعمال حِمْص وفات كرد . « 1 » و او نجيب بنى اميّه و اعدَلِ بنى مروان در رعيّت بوده ، مادرش دختر عاصم بن عمر بن الخطاب بود « 2 » و او را عمرِ صغير و عمرِ ثانى و اشجِ بنى اميّه مىگفتند . و از محاسن كارهاى او رد كردن فدك و برداشتن سبّ امير المؤمنين است . و بنى عباس گاهى كه اموات بنى اميه را از گور در مىآوردند و آتش مىزدند متعرّض گور او نگشتند و فرزدق و كُثَيِّرِ عِزَّه و سيدِ رضى او را مرثيه گفتهاند و مطلع قصيدهء سيّد رضى اين بيت است :
يابنَ عَبدِالعَزيزِ لَو بَكَتِ العَينُ * فَتىً مِن أُمَيَّةَ لَبَكَيتُكَ « 3 »
شب بيست و پنجم
نمازش بيست ركعت است بين مغرب و عشاء به حمد و آيهء « آمَنَ الرَّسُول » تا آخر سوره . « 4 »
روز بيست و پنجم
در اين روز ، سنهء 183 ، « 5 » و به قولى 186 ، « 6 » شهادت حضرت موسى بن جعفر واقع شد .
بدان كه هارون در سنهء 179 ، به قصد حج به جانب مكه رفت و چون به مدينه رسيد فضل بن ربيع را فرستاد كه حضرت امام موسى را گرفته نزد او حاضر كند ، پس در
هامش
( 1 ) . وفيات الأعيان ، ج 6 ، ص 301 ؛ توضيح المقاصد ، ص 18 .
( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 5 ، ص 330 « عمر بن عبد العزيز » .
( 3 ) . شرح نهج البلاغه ابى الحديد ، ج 4 ، ص 60 .
( 4 ) . مصباح كفعمى ، ج 2 ، ص 613 ، فصل 43 ( اعمال رجب ) .
( 5 ) . كافى ، ج 1 ، ص 476 ؛ الإرشاد ، ج 2 ، ص 215 ؛ مسارّ الشيعه ، ص 59 .
( 6 ) . الدروس ، ج 2 ، ص 13 سال 181 را قولى ذكر است .