در كربلا ، به زخم تير شهيد گشت و رباب را بعد از شهادت امام حسين عليه السلام ، اشراف قريش ، خواستگارى كردند كه ابداً اجابت نكرد و گفت : من بعد از مواصلت با پيغمبر با كس ديگر مواصلت نكنم و بعد از امام حسين عليه السلام شوهرى ديگر نخواهم . و در مجلس ابن زياد چون نظرش بر سر شوهرش افتاد ، بى تاب شد و آن سر را گرفت و بوسيد و در كنار خود نهاد و نوحه سرايى كرد و گفت :
واحسينا فَلا نَسيتُ حُسيناً * أقصدتهُ أسنة الأعداء
غادرُوهُ بِكَربَلا صَريعاً * لا سَقَى اللهُ جانِبي كَربَلاء « 1 »
بعد از واقعهء كربلا ، يك سال زياده زنده نماند و لايزال در گريه و سوگوارى گذرانيد و از آفتاب به سايه نيامد تا وفات يافت .
ابن اثير در كامل گفته كه قولى است كه :
رباب يك سال سرِ قبرِ امام حسين عليه السلام اقامت نمود و پس آن عود كرد به مدينه و از غصه و حزن بر آن حضرت وفات يافت . « 2 »
روز هفتم
در اين روز ، سنهء 342 ، وفات كرد على بن محمد ابوالقاسمِ تنوخىِ انطاكى ، « 3 » عالم به اصول معتزله و نجوم ، قاضى بصره و اهواز . و به جهت كثرت علم و فضل او ، وزيرِ مهلّبى او را بسيار احترام مىكرد و به مجلس منادمه او را مىطلبيد و او را ريحانة
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ، ج 4 ، ص 445 « كربلاء » .
( 2 ) . كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 293 .
( 3 ) . وفيات الاعيان ، ج 3 ، ص 368 ، ش 465 ؛ روضات الجنات ، ج 5 ، ص 216 ، ش 498 .