نه مرده باشى و نه زنده .
على عليه السلام فرمود : اين سخن را بگذار . همانا من دوست مىدارم كه تو را در راه خدا بكشم . پس عمرو پياده شد و اسب خود را پى كرد و با شمشير آخته بر سر امير المؤمنين تاخت و با يكديگر سخت بكوشيدند كه زمين از گرد تاريك شد و لشكريان از دو جانب ايشان را نمىديدند .
آخر الأمر ، عمرو فرصتى كرد و شمشير خود را بر امير المؤمنين عليه السلام فرود آورد .
امير المؤمنين سپر در سر كشيد . شمشير عمرو سپر را دو نيمه كرد و سر آن جناب را جراحتى رسانيد .
امير المؤمنين عليه السلام چون شير زخم خورده بر عمرو شتافت و به يك ضربت كار او را بساخت و تكبير بگفت . مسلمانان دانستند كه امير المؤمنين عليه السلام غلبه جسته . « 1 » شاد شدند و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه مبارزت على روز خندق افضلِ اعمالِ امّتِ من است تا روز قيامت . « 2 »
و عكرمه و هَيبَره و نوفل و ضِرار كه همراه عمرو بودند فرار كردند . اين مقام را گنجايشِ بيش از اين نيست . « 3 »
و در اين روز ، سنهء 257 ، صاحب زنج داخل بصره گرديد « 4 » و مردم بصره را بكشت و خانهها را با مسجد جامع بسوزانيد و عباس بن فرج معروف به رياشى نحوى لغوى
هامش
( 1 ) . رك : مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، ص 323 - 326 .
( 2 ) . طرائف سيّد بن طاووس ، ص 514 ؛ شرح اصول كافى مولى صالح ، ج 12 ، ص 413 ؛ مشارق انوار اليقين ، ص 312
( 3 ) .يالها ضربة حوت مكرمات * لم يزن ثقل أجرها ثقلاها
هذه من علاه إحدى المعالى * وعلى هذه فقس ماسواها[ الأزريه ، ص 55 ] ( منه )
( 4 ) . وفيات الأعيان ، ج 3 ، ص 28 ، ش 320 « الرياشي » .