و قتل حمزه در رسول خدا صلى الله عليه و آله سخت تأثير كرد و چون از جنگگاه به مدينه تشريف آورد - و اين هنگام كه كمتر خانهاى بود كه از آن بانگ گريه و سوگوارى بلند نباشد از جهت عزاى شهيدان خود ، جز از خانهء حمزه - لهذا رسول خدا صلى الله عليه و آله اشك در چشمانش گرديد و فرمود : « لكِن حَمزة لا بَواكيَ لَه » ؛ حمزه در اين روز گريه كن ندارد .
انصار ، چون اين شنيدند ، به خانههاى خود شدند و زنها را گفتند كه بر كشتگان خويش گريه نكنيد . اوّل به خانهء حمزه شويد و بر او بگرييد ، آنگاه بر كشتگان خود نوحه نماييد . ايشان چنين كردند . پيغمبر را خوش آمد و دعا كرد در حقّ ايشان و اين قاعده در ميان زنان مدينه ماند كه در هر مصيبتى كه روى بكند اوّل لختى بر حمزه بگريند ، آنگاه بر مصيبت خود . « 1 »
بالجمله ، حمزه را با خواهر زادهاش عبدالله بن جَحْش در يك قبر نهادند « 2 » و از اين گونه هر كس با كسى مألوف بود هر دو تن و سه تن را در يك لحد مىنهادند و ايشان را با همان جامههاى خون آلود به خاك مىسپردند و قصهء شكافتن قبور شهداى احد ، در زمان معاويه ، هنگامى كه خواست چشمه آب از آنجا جارى كند ، معروف است .
شايسته است كه مؤمنين در اين روز محزون و غمگين باشند و بسيارى از لذايذ را ترك نمايند به جهت مصيبت و شكستگى خاطر پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله .
و نيز در اين روز ، به قول بعض علما ، ردّ شمس شده براى حضرت امير المؤمنين عليه السلام . « 3 » و مشهور نزد اصحاب و مقتضاى اخبار كثيره آن است كه دو دفعه آفتاب براى امير المؤمنين عليه السلام برگشته : « 4 » يكى در حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله در نزديكى مسجد قبا در آن موضعى كه او را الآن مسجد ردّ شمس و مسجد فضيخ مىگويند و
هامش
( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 44 و ج 3 ، ص 11 .
( 2 ) . تاريخ الإسلام ، ج 2 ، ص 200 .
( 3 ) . مصباح كفعمى ، ج 2 ، ص 600 ، فصل 42 ؛ تقويم المحسنين ، ص 12
( 4 ) . رك : مجموع الغرائب ، ص 259