شد كه فراريان را ندا در دهد و او مردى جَهْوَرِىُّ الصوت بود كه تا يك فرسخ و بيشتر نداى او مىرفت .
پس عباس به آواز بلند ندا كرد :
يامَعشَر المُهاجرين وَالأنصار ، يا أهل بيعة الشجرة ، يا أصحاب سورة البقرة ، إلى أين تَفِرّون ؟ « 1 »
و از اصحاب سوره بقره ، اشارت است به آياتى كه از بهر جهّال نازل شده :
قال تعالى : « فَلَمّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ القِتالُ تَوَلَّوْا إِلّا قَلِيلًا مِنْهُمْ » . « 2 »
پس اصحاب مراجعت كردند تا نزديك به صد كس فراهم شد . و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « الآن حمى الوطيس ؛ يعنى اكنون تنور حرب گرم شد » و مشتى خاك و سنگريزه به جانب كفار ريخت و فرمود : شاهَتِ الوُجوه .
هيچ كس از هوازن نماند جز آنكه چشم و گوشش از آن خاك پر شد و شكست بر ايشان افتاد . امير المؤمنين عليه السلام ، ابوجرول را كه از ابطال و شجاعان مردم هوازن بود و رايتى سياه در دست داشت و جمعى از مسلمانان را كشته بود ، به ضربتى او را به خاك هلاك افكند . مشركين را بعد از قتل او توان اندك شد و امير المؤمنين عليه السلام بعد از قتل ابوجرول ، چهل كس ديگر را به جهنم فرستاد . چنان ايشان را دو نيمه كرد كه اگر به ميزان سنجيده مىشدند ، خردلى تفاوت نداشتند و رسول خدا صلى الله عليه و آله از خدا طلب نصرت كرد و جنود الهى نازل شد و يكسره كفار منهزم شدند و مسلمانان فتح كردند . « 3 »
فرمان رفت كه هر كس از مسلمين كافرى را بكشد سلاح و جامهاش از آنِ قاتل است .
هامش
( 1 ) . الإرشاد ، ج 1 ، ص 142
( 2 ) . بقره ( 2 ) : 246 .
( 3 ) . رك : الإرشاد ، ج 1 ، ص 143 - 144 .