خاندان نگفتى و به مدح ملوك اشتغال نكردى « 1 » چنان كه در همان قصيدهاى كه مطلعش مذكور شد گفته :
من غلام حيدر و آنگاه مداحى غير * خواجگان حشركى معذور دارندم در اين
آن حسن نامم كه اندر مدح داماد نبى * مىكند بر طبع پاكم روح حسّانآفرين
پس قاضى نور الله اشعار بسيارى از او كه در مدح امير المؤمنين عليه السّلام و اهل بيت طاهرهء او عليهم السّلام است نقل كرده از جمله گفته : و له أيضا فى مدح إمام الإنس و الجن على بن موسى الرضا . عليه التحية و الثناء :
دوش چون دور شب تيره به پايان آمد * نوبت زمزمهء مرغ سحرخوان آمد
چشم جان از دم مشكين صبا روشن شد * گويى از مصر ، نسيمى سوى كنعان آمد
چه عجب بوى بهشت از دم بادى كه در او * اثرى از شرف خاك خراسان آمد
شرف خاك خراسان همه دانى كه ز چيست ؟ * زان كه در خطهء او روضهء رضوان آمد
مشهد پاك معلّاى امام معصوم * آنكه خاكش ز شرف افسر كيوان آمد
آنكه در گلشن مهرش ز سر شرط ادب * دست فراش صبا مجمرهگردان آمد
ز آنكه در حضرت جاهش ز پى قدر و محل * پر طاووسِ فلك مروحهجنبان آمد
هامش
( 1 ) . تذكرة الشعراء ، ص 223