تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الأحباب ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
يك زكات آن ساقط مىشود ، و همچنين . دويم : اينكه بعد از رسيدن وقت اخراج ، متمكّن از جدا كردن و رسانيدن باشد . امّا اگر تأخير كند و جدا نكند تا همهء آن مال يا بعضى از آن تلف شود ، در اين صورت بايد از عهدهء همهء آن مال برآيد و زكات همه را بدهد و به جهت تلف شدن ، چيزى از زكات از او ساقط نمىشود : خواه تقصير در تلف شدن كرده باشد يا نه . سيم : آنكه بعد از رسيدن وقت اخراج ، زكات را جدا كند ، امّا به مستحقّ نرساند و آنچه جدا كرده تلف شود . در اين صورت اگر متمكّن از رسانيدن به مستحقّ نبوده و تلف شده و تقصيرى هم در تلف شدن نكرده ، بر او چيزى نيست و آنچه از آن زكات تلف شده ، نبايد دوباره بدهد . و اگر تقصيرى در تلف شدن زكات كرده ، بايد آنچه تلف شده از عهدهء آن برآيد . و اگر متمكّن از رسانيدن به مستحق بوده و تأخير كرده ، بايد آنچه را تلف شده از عهده برآيد و دوباره بدهد ؛ خواه تقصيرى در تلف شدن كرده باشد يا نه .

مسألهء چهارم :

بدان كه جايز نيست دادن زكات پيش از وقت واجب شدن آن به نيّت زكات . بلى ، مىتواند كه به نيّت قرض به مستحق بدهد و بعد از واجب شدن زكات و رسيدن وقت آن ، آنچه را به قرض داده از زكات حساب كند ، به شرطى كه آن مستحقّ در آن وقت بر استحقاق باقى باشد و در اين صورت نيز مىتواند كه از آن مستحقّ بگيرد و به مستحقّ ديگر بدهد . و هرگاه بعد از رسيدن وقت وجوب ، مستحقّ بر استحقاق باقى نباشد ، بايد زكات را دوباره بدهد ؛ خواه آنچه را قرض داده پس بگيرد يا نه .
تذكرة الأحباب ( فارسى ) — صفحة 223 | المحقق النراقي