است كه بدان اعتقاد دارد . اما اگر غرضش يك مصالحهء موقت باشد گاه به كسانى هم كه با اصول اعتقاديش مخالفت مىورزند ، طرح دوستى مىافكند ولى گاه كار به جايى مىكشد كه آن مخالف اصول را مورد استهزاء قرار مىدهد يا مىخواهد از چنبر آن سر بيرون كشد . استهزاء بدترين نوع سر برتافتن از يك عقيده است ، زيرا استهزاء كننده مىپندارد سخافت فكر طرف يا رذالت او به حدى است كه ديگر براى رد آن نيازى به آوردن دليل و برهان نيست ، از اين رو به كلمات مسخرهآميز روى مىآورد و بدين گونه به او مىگويد كه انديشهاش سخيف و فكرش نابجا است . قرآن حكيم مؤمنان را از ريختن طرح دوستى با كسانى كه به دينشان احترام نمىگذارند نهى مىكند و مىگويد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ - اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، اهل كتاب را كه دين شما را به بازى و مسخره مىگيرند و نيز كافران را به دوستى برمگزينيد . » در آيه واژهء « هزوا » آمده . هزء به معنى مسخره كردن است به طور آشكار مثلا به كلام يا ادا و اطوار . و نيز كسى يا چيزى را براى خنداندن ديگران آلت دست قرار دادن . مثل اين كه از حركات نماز تقليد كنند ولى قصد مسخره داشته باشند ، يا بدون اعتقاد به نماز از روى نفاق به نماز ايستند ( چنان كه برخى مفسران گفتهاند ) و معلوم است كه همهء يهود و نصارا يا اهل كتاب اين چنين نبودهاند ، تنها بعضى از ايشان دين را مسخره مىكردهاند . « وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ - و اگر ايمان آوردهايد از خدا بترسيد . » / 413 مصالح زودگذر شما را وادار نكند كه با اين فرقهها راه دوستى پوييد زيرا كرامت و استقلال آدمى گرامىترين چيزهاست در نزد او و سزاوار نيست براى يك مصلحت انديشى موقت از آنها عدول كند ، چنان كه برخى از سازمانها در بلاد مسلمين چنين مىكنند و با غرب و شرق يا دولت غاصب اسرائيل ارتباط برقرار
تفسير هدايت (فارسى) — صفحه 356
پدیدآورندگان: احمد آرام
ص۳۵۶