انگشتان آغاز كند تا به آرنج رسد پدر عمل او را خلاف عادت نمىشمارد ؟ يا اگر شما يك نقاش ساختمان را به خانه آوريد تا ديوار خانه شما را رنگ كند و به او بگوييد كه : اين ديوار را تا سقف رنگ كن . نقاش از بالا به پايين شروع به رنگ كردن مىكند يا از پايين به بالا ؟ اگر چنين كند و رنگ ديوار ناصاف و زشت گردد ، شما به او نمىگوييد مقصودم اين بوده كه مقدارى كه بايد رنگ كنى از زمين تا سقف بوده است ؟ و اين تويى كه بايد بفهمى كه اسلوب رنگ كردن ديوار از بالا به پايين است نه از پايين به بالا و تو خود بايد به اسلوب كار خود نيك آشنا باشى .
چون عرف عام مىداند كه اشياء را چگونه بايد شست . شرع مقدارى را كه بايد شسته شود معين مىكند و مردم خود كيفيت شستن را مىدانند .
چگونگى مسح
«
وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ
- و سر و پاهايتان را تا قوزك پا مسح كشيد . » يعنى جزئى از سرتان را . باء در « برءوسكم » ضرورة دلالت به جزئى از سر دارد . اما پا با آن كه قسمت ديگرى است كه بايد مسح شود ، قرآن / 309 « ارجلكم » ( پاهايتان را ) به فتح لام آورده زيرا ارجل براى « امسحوا » مفعول است و مفعول منصوب است . چرا ارجل را به « رءوس » كه مجرور است عطف نكرده و آن را مجرور نياورده است ؟ زيرا ميان مفهوم « مسح به سر » و « مسح به پا » فرق است .
« مسح به پا » كردن غالبا اين معنى را به ذهن مىآورد كه پا وسيله مسح باشد ، در حالى كه به سر مسح كردن چنين مفهومى را القاء نمىكند .
در جاى ديگر آمده است :
« و اضرب برجلك هذا مغتسل بارد و شراب » .
يعنى پايت را بر زمين بزن .
مسلّم است كه در تصور نمىآيد كه سر وسيلهء مسح باشد ، وقتى مىگويد