است كه روزى چند مهلتشان مىدهد تا سرمست نعمتهاى اين جهانى گردند و عقل و ارادهء خود از دست بدهند . سپس به ناگاه آنان را فرومىگيرد ، مثلا آن سان كه دربارهء قوم لوط عمل كرد . آن گاه كه ملائكهء عذاب را بر سرشان فرستاد اما به صورت مهمان ، با صورتى زيبا ، آن سان كه سبب انگيختن هواى نفسى ايشان شدند كه پيش از اين بدان اعمال ناپسند خوگر شده بودند . چون از آمدنشان خبر يافتند و چشمانشان به جمالشان افتاد چه هوسها در سر پختند و خيالها در دل پروردند كه در دلشان ذرهاى تقوى و ايمان نمانده بود . / 230 در اين هنگام آن فرشتگان به صورت اصلى خود درآمدند . آن هيبت غلاظ و شداد بازيافتند و شهرشان را از جاى بركندند و بر سرشان ويران ساختند .
آرى ، خداوند آن گروه از بندگان خويش را كه قصد فريب او دارند بدين گونه مىفريبد .
«
وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا
- و چون به نماز برخيزند ، با اكراه و كاهلى برخيزند و براى خودنمايى نماز كنند و در نماز - جز اندكى - خداى را ياد نكنند . » آنان به حقيقت نماز نمىگزارند در برابر مردم به نماز تظاهر مىكنند .
وقتى كه نماز مهمترين شعائر عبادى است با اين روحيه به جاى آرند با ديگر واجبات چگونه عمل خواهند كرد ؟
اين نمونهاى است از فريب دادن منافقان خود را و كيفيت انجام واجباتشان ، و ما از همين نمونه مىتوانيم از راه و روش ايشان مطلع گرديم .
نبودن معيارها و داورى از روى ترديد
[ 143 ] صفت ديگر منافقان ، شك و ترديد است و آنان موضع خود را بر حسب يك معيار صحيح برنمىگزينند . بلكه مىخواهند هر دو جبههء كفر و اسلام را حفظ كنند و از هر طرف بر حسب مصالح آنى و عاجل خود استفاده نمايند .
«
مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ
- سرگشتگان ميان كفر و ايمانند . »