اين مطالب را به اجمال وتفصيل با سيد قاضى مى گفتم . أو يا سكوت مى كرد يا مى گفت : از قضاياى ممكن است .
وقتي در كوفه درويشى را ديدم كه خانقاه داشت . أو را بهار علىشاه يزدى ميگفتند .
بساط ارشاد گسترده بود حاج مطهر علىشاه خليفه يا از خلفاى أو بود . از أو چيزهايى مى پرسيدم روزى در جواب به من گفت : بهتر است همان راه ورسم اصطلاحات علوم ظاهري را پيش گيرى وبه سر برى ، همه عيب خلق گفتن نه مروت است ومردى ، چون دليل ميخواستم مى گفت :
بس ساده دلى كزين ره آگاه افتاد * بس أهل خرد كه در ته چاه افتاد
اين كار حوالتى نه علم وعملي است * چون گنج كه تا كه را بدان راه افتاد
نيز در نجف مردى أهل معرفت وتصوف بود به نام سيد حسين همداني ، يارى داشتم نابينا ومنبرى كه در نزد أو شرح لمعه مىخواند . اين سيد همداني ، مريدان زيادى در هندوستان وإيران داشت . مكرر نزد أو رفت وآمد مى كردم . أو غالباً در أذكار ودعاها وتلقين أوراد گفتگو ميكرد . پرهيزگارى را از شروط دعا ميدانست .
سيد قاضى أو را تأييد مى كرد : پدرش از أولياء الله بود مرا ذكرى ياد داد . بضاعتى نيست مگر اميد به فضل آفريدگار . خلاصه گفتار ومقال :
عالم وعابد وصوفي همه طفلان رهند * مرد اگر هست بجز عالم رباني نيست « 1 »
5 / 1 . وصال دوست
آقا سيد على قاضى در نجف اشرف در سن هشتاد وسه سالگى در شب چهارشنبه ششم ربيع الأول سال 1366 ق ، نداى حق را لبيك گفته وسراى فانى را ، براي
هامش
( 1 ) منتخب معجم الحكماء تصنيف مرتضى بن شعبان مدرس گيلانى متولد 1335 ق ومتوفاى 1378 ش ، بهانتخاب وتحشيهء منوچهر صدوقى سها ، تهران ، 1381 ش ، وزيري ، 204 ص ) ، ص 132 - / 125 ، با تلخيص .