كرد . ولى مقدس با آنكه به عزم ايران با شيخ بهائى همراه شد ، از ميانهراه بازگشت .
مقدس اردبيلى در يكى از نامههاى خود شاه عباس را اخ اعز خطاب كرده بود . شاه چندان به دو عقيده داشت كه آن نامه را مخصوصا نگاه داشت و وصيّت كرد كه پس از مرگش آنرا در كفنش گذارند ، تا در روز قيامت اگر مستحق عذابش شمردند با خدا [ با نكير و منكر ] محاجه كند كه نايب امام او را برادر خود خوانده است ، و كسى را كه مقدس اردبيلى برادر خوانده باشد ، عذاب نمىتوان كرد . « 1 »
* * * *
[ « تاريخ ادبيات ايران » ]
در تاريخ ادبيات ايران آمده :
ملّا احمد اردبيلى « 2 » معروف به مقدس متوفى به سال 1585 م / 993 ه . ق - كه بنا به تقاضاى يكى از صاحب منصبان شاه ، از او شفاعت كرده بود جملات زير را براى شاه عباس نوشت « 3 » : ( بانى ملك عاريتى عباس بداند كه اگر چه اين مرد اول ظالم بود اكنون مظلوم مىنمايد چنانچه از تقصير او بگذرى شايد كه حق سبحانه و تعالى از پارهاى از تقصيرات تو بگذرد كتبه بندهء شاه ولايت : « 4 » احمد الأردبيلى ) . كه در پاسخ اين نامه شاه چنين نوشت : ( به عرض مىرساند عباس كه خدماتى كه فرموده بوديد به جان منت دانسته به تقديم رسانيد كه اين محب از دعاى خير فراموش نكند كتبه كلب آستان على : عباس ) . « 5 »
* * * *
هامش
( 1 ) . زندگانى شاه عباس ، ج 3 ، ص 885 .
( 2 ) . به ريحانة الادب و روضات الجنات و مآخذ ديگر مراجعه شود ، مانند اردبيل در گذرگاه تاريخ تأليف بابا صفرى . ( ج 3 / 356 - 360 ) .
( 3 ) . اين جريان و داستان زير از قصص العلماء نقل شده است ( چاپ تهران ، ص 260 - چاپ لكنهو ، ص 132 ) .
نيز رك : ريحانة الادب ، ج 5 ، ص 368 ، امّا دوره زندگى مقدس اردبيلى با زمان شاه عباس تطبيق نمىكند .
( 4 ) . يعنى على بن ابيطالب . ب .
( 5 ) . تاريخ ادبيات ، ص 320 .