عالم رؤيا حضرت امير المؤمنين و حضرت زهرا - سلام اللّه عليهما - را زيارت مىكند و حضرت زهرا خود را پوشيده بوده است .
اردبيلى در آن حال با خود مىگويد : امروز درستى و نادرستى نسب مادرم را به دست خواهم آورد و مىرود و به حضرت زهرا سلام اللّه عليها نزديك مىگردد ، حضرت صورت خود را براى او ظاهر مىكنند و ضمنا دوازده دانه رطب به او مىدهند و آنگاه بيدار مىشود . و اين مطلب كه حضرت صورت خود را براى او نمودار فرموده بودند را تأويل مىكنند به اينكه خود فرزند زادهء آن حضرت مىباشند ، و عطا كردن دوازده دانه رطب را بدان تأويل و تعبير كردند كه او از اين بيمارى شفا يافته و دوازده سال ديگر زنده خواهد ماند و بعد هم بيمارى او بر طرف شد او اطمينان به بقاء خود در اين مدت پيدا كرد و به تأليف و تصنيف و مباحثه پرداخت و هنگامى كه از آن بزرگوار علّت شفايش را پرسش كردند ، جريان همين خواب را ذكر كرد و همچنان زنده ماند تا دوازده سال تمام شد و در آن وقت دچار زكام گرديده و با همان زكام از دنيا رفت . « 1 »
همسر و فرزندان مقدس اردبيلى
موضوع همسر و فرزندان مرحوم اردبيلى نيز از مطالب مجمل و مبهم تاريخ حيات آن مرد بزرگ است ولى از گوشه و كنار مىتوان نكاتى را در اين باره استفاده كرده و به دست آورد .
مثلا در داستان گندمهاى فراوانى را كه مرحوم اردبيلى به فقرا و مستمندان انفاق كرده « 2 » آمده است كه همسر وى اعتراض كرد كه همهء گندمها را به مردم دادى و من و فرزندانم را واگذاشتى كه از مردم سؤال كنيم . و اين عبارت حاكى از آن است كه مرحوم اردبيلى داراى زن و فرزندانى بوده است .
نويسندهء محترم تاريخ اردبيل مىنويسد : آن طورى كه از شرح زندگى
هامش
( 1 ) . معارف الرجال ج 1 ص 55 .
( 2 ) . اين جريان را در فصل اخلاقيات اردبيلى ذكر خواهيم كرد .