عيالش كه شير ديگرى را به طفل من ندهى كه شير در طفل بسيار اثر مىگذارد .
اتفاقا مادر طفل كسالتى داشت و آن طفل مىگريست ، يكى از زنهاى همسايه رقت كرد به حال طفل و مقدارى شير به او داد ، شيخ عبد اللّه وارد شد و فهميد بچه را گرفت و سرازير كرد و پيوسته دست به شكمش كشيد تا آن شير را قى كرد و گفت مردن طفل من آسانتر است تا فساد طبع او به شير غير . « 1 »
* * *
26 . مقدس اردبيلى و روضه خواندن امام زمان ( عج )
مرحوم حاج شيخ احمد كافى از وعاظ معروف تهران فرمودهاند :
« مقدس اردبيلى مىگويد : با تعدادى از طلبهها پياده به سوى كربلا مىرفتيم ، در بين راه يكى از طلبهها برايمان روضه مىخواند .
به كربلا آمديم ولى به قدرى زائر آمده و شلوغ بود گفتم : داخل حرم امام حسين عليه السّلام نرويم و مزاحم زوّار نشويم ، چون آنها از راه دور آمدهاند همين گوشهء صحن مىايستيم و براى امام حسين عليه السّلام زيارت مىخوانيم ، طلبهها را دور خود جمع كردم و گفتم : آن طلبهاى كه بين راه برايمان روضه مىخواند كجاست ؟ !
گفتند : آقا داخل اين جمعيّت بود نمىدانيم كجا رفت !
يك وقت ديدم مرد عربى جمعيت را شكافت و جلو آمد و گفت : ملّا احمد ( مقدس اردبيلى ) مىخواهيد چه كار كنيد ؟ !
گفتم : مىخواهم زيارت اربعين بخوانم .
فرمود : كمى بلندتر بخوان من هم گوش كنم ، زيارت را بلندتر خواندم و در يكى دو جايش به نكاتى توجهم داد . زيارت تمام شده ، به طلبهها گفتم : اين طلبه پيدا نشد ؟ گفتند : نه آقا نمىدانيم كجا رفته !
ديدم اين عرب به من گفت : مقدس اردبيلى چه مىخواهى ؟ !
گفتم : طلبهاى از رفقايمان بين راه گاهى برايمان روضه مىخوانده
هامش
( 1 ) . وفيات العلماء ، ص 71 .