تنها به تدريس و تعليم و تربيت شاگردان پرداخت و از اين رهگذر موفق به نشر علوم اهلبيت ( فقه ، اصول ، حديث و رجال ) گرديد .
بههنگام ورود وى به اصفهان تمام اهل علم به پنجاه تن نمىرسيدند ، اما بهگاه درگذشتش بيش از هزار تن دانشجويان دينى گرد آمده بودند . او باعث شد تا شاه عباس صفوى موقوفات معروفه چهارده معصوم را وقف نمايد و مدرسه مولا عبد اللّه و مدرسه مولا لطف اللّه را بنياد نهد و نيز سالى چند را جهت آبادى حرم مقدس حضرت رضا عليه السّلام ، در مشهد مقدس بسر برد .
ملا محمد تقى مجلسى در شرح مشيخه من لا يحضره الفقيه و مير مصطفى تفريشى در نقد الرجال به ستايش او پرداخته و اكثر تحقيقات رجالى كتابهاى خود را از او دانستهاند .
گويند : روزى به ديدار شيخ بهايى رفت و مدت يك ساعت نزد ايشان ماند تا آنكه صداى اذان برخاست . شيخ بهايى به جناب تسترى گفت : همين جا نماز بخوانيد تا ما هم به شما اقتدا كنيم و به فيض جماعت برسيم .
مولا عبد اللّه تسترى درنگى كرد و قبول نكرد و برخاست و به سوى منزل خود حركت نمود . برخى از اصحاب وى به دو گفتند : چگونه خواهش شيخ بهايى را اجابت نفرموديد و نماز در خانه شيخ - با كثرت اهتمام شما به نماز اول وقت - نخوانديد ؟ فرمود : قدرى در حال خود تأمل كردم ، ديدم حالم چنان نيست كه اگر شيخ بهايى پشت سر من نماز بخواند فرقى نكند بلكه تغيير پيدا مىكند ، لاجرم اجابت نكردم . « 1 »
و نيز نقل شده است كه :
آن فقيه والامقام پسرش ملا حسنعلى را بسيار دوست مىداشت . روزى پسرش شديدا بيمار شد و پدر براى اداى نماز جمعه به مسجد رفت ، چون آغاز خواندن سوره منافقون نمود و به اين آيه مباركه
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ
هامش
( 1 ) . الفوائد الرضوية 246 .