تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول دين ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
و اين ، پيشتر از اين نيز ظاهر شد . بلكه عين علم و قدرت است و همه‌كس بر اين قايلند و در قرآن و حديث نيز هست .

پنجم آنكه خداى تعالى مدرك است

يعنى درمىيابد و مىداند چيزهايى را كه به آلات و حواس مىدانيم و درمىيابيم . پس « سميع » و « بصير » باشد . و مشهور آن است كه مراد به سميع و بصير آن است كه آنچه ما به گوش مىشنويم و به چشم مىبينيم و آنچه تواند بود كه بشنويم و ببينيم ، خداى تعالى علم به آن دارد و آن‌را مىداند نه آنكه آن‌را مىشنود و مىبيند . و بر اين تقدير ، اينها داخل علم مىشوند و سبب جدا كردن اينها تنها ، و صفت ديگر شمردن ، معلوم نيست . و مىتواند بود كه سبب آن ، ذكر اينها باشد تنها ، و ذكر ناكردن ملموسات و مشمومات و مذوقات در آيات و اخبار مثل
أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ
« 1 » ،
وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ
« 2 » . و سبب اختصاص و عدم ذكر اتّصاف خداى تعالى به لامس و شامّ و ذايق باآنكه علم به ملموسات و مشمومات و مذوقات نيز دارد - چنان كه در كتب مذكور است - آن است كه اينها نزديكند به مشابهت اجسام و اطلاق اينها موجب توهّم جسميت مىباشد . اللّه يعلم . و ديگر مىتواند بود كه سبب ذكر آنها باوجود دخول در علم ،
هامش
( 1 ) . سورهء حج ( 22 ) : 61 و 75 ؛ سورهء لقمان ( 31 ) : 28 ؛ سورهء مجادله ( 58 ) : 1 . ( 2 ) . سورهء انعام ( 6 ) : 103 .
اصول دين ( فارسى ) — صفحة 31 | صادقى / المحقق الأردبيلي / محسن صادقي