نظر محقق اردبيلى
محقق در كتاب زبدة البيان ذيل بحث از آيه 217 سوره بقره « 1 » مىفرمايد : آيه بر تحريم قتال و جهاد در ماههاى حرام و تحريم منع از اعمال خير عام المنفعة و بر تحريض و ترغيب قتال و بر عدم جواز ارتداد دلالت مىكند . . .
بنابر اينكه قائل به قبول توبه مرتد شويم و قيد خلود در آتش را ، در خصوص مرگ در حال ارتداد و كفر بدانيم نه به محض ارتداد ، از سوى ديگر ، مرتد اعم از فطرى و غير آن است فلذا قول به قبول توبه مرتد فطرى نيز استبعادى ندارد . به اين معنى كه عبادات او صحيح است و مستحق دخول در بهشت و نه خلود در آتش . مقتضاى عقل نيز چنين است چرا كه او در هر حال مكلف به ايمان و عبادات مترتبه بر آن است و تكليف بدون صحت عبادات و استحقاق بهشت بر خدا محال است .
برخى احكام در مورد مرتد فطرى كه به دليل شرعى ثابت است مثل قتل ، منافات با قبول توبه او ندارد . قول به نجاست او نيز دور مىنمايد . . .
چرا كه معنى ندارد كه او را نجس بدانيم و در عين حال عبادات او را صحيح قلمداد نماييم . « 2 »
حكم استخاره
در خصوص استخاره كه از ريشه خير است و مصدر استفعال ، در كتب فقهى بحث بسيارى نشده است و مشهور قائل به جواز آنند معناى مشهور استخاره ، طلب خير از خدا است ، به اين معنى كه از خدا بخواهد كه خير او را در آن كار
هامش
( 1 ) . آيه 107 سوره بقره چنين است :يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ . . .وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ ، فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ.
( 2 ) . زبدة البيان ، ص 305 .