شهيد اوّل نيز در لمعه حكم به قتل مرتد فطرى و عدم قبول توبهاش داده است . « 1 » ولى شهيد ثانى در شرح آن قول قوىتر را قبول توبه مرتد فطرى مىداند اگرچه قتل او ساقط نشود . « 2 »
صاحب جواهر اجماع به هر دو قسم را در خصوص عدم قبول توبه مرتد فطرى ثابت مىداند . « 3 »
ملا محسن فيض كاشانى در مفاتيح الشرايع بعد از ذكر قول مشهور مبنى بر عدم قبول توبه مرتد فطرى مىنويسد :
ابن جنيد اسكافى قايل است كه مرتد چه فطرى باشد و چه ملّى ، توبه داده مىشود اگر امتناع كرد كشته مىشود . اين قول شاذ و نادر است گرچه احوط صحيح بودن آن است .
و قول حق قبول توبه مرتد است اگرچه فطرى باشد چرا كه اگر بر فرض ارتداد نيز مكلف به پذيرش باشد كه هست تكليف بما لا يطاق لازم مىآيد و يا لازم مىآيد كه تكليف از او ساقط باشد در حالى كه اجماعا و ضرورة اين دو ملازمه باطل است . بنابراين عبادات و معاملات مرتد صحيح است ، در صورتى كه كسى بر ارتداد او اطلاع حاصل نكند يا اطلاع پيدا كند ولى بر او دست پيدا نشود و او توبه نمايد .
و آيا براى توبهاش ( توبه مرتد فطرى ) حد و زمان معينى است ؟ گفته شده : نه براى توبهاش حد معينى وجود ندارد ، چرا كه دليلى بر زمان معينى نداريم و گفته شده : سه روز حد توبه او است . « 4 »
هامش
( 1 ) . اللمعة الدمشقية ص 246 .
( 2 ) . الروضة البهيه فى شرح اللمعة الدمشقيه ج 9 ، ص 196 .
( 3 ) . جواهر الكلام ج 41 ، ص 605 .
( 4 ) . مفاتيح الشرايع ج 2 ، ص 103 و 104 .