در پايان كتاب كاشف الحق اشعار ذيل آمده است
شكر حق را كه اين خجسته كتاب * كه درو نيست غير صدق و ثواب
مطلبى نيست اندر و بالذات * غير مدح و مناقب حضرات
همه مدح على و آل عليست * هر كه با اين عقيده است و ليست
شيعه را واجبست داشتنش * نيست جايز ورا گذاشتنش
شيعه اين كتاب ناخوانده * شيعه باشد بجهل درمانده
سنّيان گر عناد بگذارند * همه ايمان به اين كتاب آرند
شود از خواندش عقيده درست * هر كرا اعتقاد باشد سست
از عناد و تعصب است برى * به حقيقت اگر درو نگرى
هست هر صفحهاش گلستانى * هر ورق زو محبّت استانى
عام فهم است و بىتكلّف لوچ * ليك بىعيب و مغز دار نه پوچ
نيمهاى معجز و كراماتست - * نيمى از وى حديث آياتست
همه نقل صحيح و نص صريح * منتخب از كتابهاى صحيح
هر كه خواند ز نقص جهل رهد * ديدنش روشنى چشم دهد
شده يكسال و نيم تا شب و روز * خواه فصل بهار و خواه تموز
صبح تا شام روبروى كتاب * چشم نگشوده جز بسوى كتاب
دوستى جز كتاب كم ديده * صبح تا شب ز جا نجنبيده
قد خم و سر به پيش و دل در فكر * هيچ شغلى دگر نه حتى ذكر