مطابق ديدگاه ما ، يعنى عدم وجوب عصر و فشردن اشياى متنجس ، تمامى چيزهايى كه آب قليل به آن مىرسد مانند كاغذ ، گل ، سنگهاى منفذدار ، ميوههاى نيم خورده و شكسته شده قابل تطهير خواهد بود .
و اصولا همين نكته يكى از ادله صحت نظر ما است . زيرا اگر در تطهير ، عصر و فشردن آنها لازم باشد ، بايستى تمامى موارد ياد شده و امثال آنها ، غير قابل تطهير باشد ، چرا كه عصر و فشردن آنها غير ممكن است و اين امر مستلزم حرج و ضرر است ، و حرج و مشقت و ضرر نيز عقلا و شرعا منتفى است .
از سوى ديگر ، با قاعدهء سهولت ناسازگار و منافى خواهد بود .
علاوه بر آن تضييع اموال را در پى خواهد داشت ، زيرا در غالب اوقات ، به ويژه براى مردم حجاز در صدر اسلام و يا باديهنشينان دامدار ، دسترسى به آب جارى و كر غير ممكن است و اگر ما عصر و فشردن را لازم بشمريم ، مىبايستى تمامى اشيا متنجس را ، در مثالهاى ياد شده و نمونههاى آن به دور افكند و اين با روح شريعت ناسازگار است .
محقق در نهايت كلام فرمودهاند :
قانون سهولت در شريعت ، اقتضاى آن را دارد كه هر چيزى با آب پاك شود ، اعم از آنكه عصر و فشار صورت گيرد يا خير ، مضافا با ادلّهء مطهّريّت آب بهطور مطلق ، مگر آنكه يقين به عدم تطهير آن به واسطه نص يا اجماع و مثل آن داشته باشيم و در اينجا كه يقين به عدم تطهير در صورت عدم عصر نداريم ، عدم وجوب عصر ثابت مىشود . « 1 »
محقق در زبدة البيان ذيل آن آيه 4 ، سورهء مدثر
وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ
، امتثال امر به
هامش
( 1 ) . مجمع الفائدة و البرهان ج 1 ، ص 333 - 338 .