رجس در آيه خبر براى انصاب و ازلام نيز واقع شده است و هر دو نجس نيستند . . . و دليل عموم اجتناب من جميع الجهات به حيثى كه نجاست را نيز شامل شود غير ظاهر است . . . و تبادر در آيه مورد اشاره ، در مورد خمر ، شرب آن است ( و آنچه كه منع شده است و اجتناب از آن در آيه امر شده است ، نوشيدن آن است و در مورد نجاست آن آيه ساكت است . ) در اخبار و روايات شريفه نيز ، مطلبى كه صلاحيت دليليت بر نجاست خمر داشته باشد ، نيست ، مگر مكاتبه على بن مهزيار ، « 1 » لكن دلالت آن مكاتبه نيز صراحت ندارد .
آنگاه محقق دلايل طهارت خمر را چنين بر مىشمرد :
دليل طهارت خمر اصل برائت و اصل استصحاب است و نيز قاعده ( كل شىء طاهر حتى تعلم انه نجس ) و علم در اينجا حمل بر يقين مىشود و نه بر ظنّ و اكثر اصحاب نيز فتوا دادهاند كه ظن در نجاست كافى نيست مگر اينكه دليل شرعى اقامه شود . . . و نيز اخبار فراوان كه در طهارت خمر رسيده است .
سپس محقق رواياتى را در اين خصوص نقل مىكند . « 2 »
در پايان محقق تعجب خود را از شيخ صدوق بيان مىدارد كه چگونه در من لا يحضره الفقيه نماز خواندن در لباس آلوده به خمر را جايز مىداند ، امّا در منزلى كه در آن خمر است اجازه نمىدهد .
محقق حكم جميع مسكرات مايع و فقاع را مثل خمر مىداند ، چرا كه فرقى بين آنها نيست و اخبار نيز دال است . « 3 »
در جاى ديگر محقق مىنويسد :
هامش
( 1 ) . وسايل الشيعه ، باب 38 ، حديث 2 من ابواب النجاسات .
( 2 ) . همان مدرك ، حديث 9 و 10 و باب 39 ، حديث 1 و 2 و باب 25 و 30 ، من ابواب الأشربة المحرمة .
( 3 ) . مجمع الفائدة و البرهان ج 1 ، ص 308 - 312 .