دارد . هر چه اين نسبت ( دومى ) كمتر باشد درجهء اثبات بزرگتر است ؛ تا جايى كه در حالات عادى بسيارى ، به درجهء يقين كامل نسبت به صحت فرضيه مىرسد .
و ما در اين بحث ، همين شيوه را به گونهاى غير مستقيم به كار گرفتيم و گفتيم اين پديدههاى ثابت تاريخى با شايستگى حقيقى اهلبيت ( عليهم السلام ) براى مرجعيت علمى امت اسلام هماهنگى دارد ؛ و گرنه ناچار به پذيرش حوادثى اتفاقى مىشويم كه اجتماع تصادفى آنها معقول نيست .
اميدواريم كه اهل علم و متخصصين ، از اين شيوهء استدلال علمى طبق مراحلى كه شهيد صدر بيان كرده است در اين قبيل موضوعات سرنوشت ساز براى امت اسلام بهره بگيرند ؛ موضوعات سرنوشت سازى كه به « رسالت خاتمهء » پيامبر كه همهء بشريت را به عدالت و سعادت و خير دنيا و آخرت بشارت مىدهد مربوط مىشود .
از اين مباحث و مطالب نتيجه مىگيريم كه : امت اسلام براى گسترش منابع اصيل خود و توانايى بيشتر براى پاسخگويى به پرسشهاى حياتى و متنوع زمان ، و نيز هماهنگى بيشتر با رهنمودهاى قرآن كريم و سنت شريف نبوى ، بايد به ميراث عظيم اهل بيت مراجعه كند و در رسيدن به وضعيت تمدنى مطلوب و تثبيت آن ، از سرمايههاى گرانسنگ علوم اهل بيت بهره ببرد .
محمد على تسخيرى
تهران / صفر الخير 1422
وحدت اسلامى بر پايه مرجعيت علمى اهل بيت ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: الشيخ محمد علي التسخيري
ص٨٨