باشد . عمر هم پذيرفت و به پيشنهاد او جامهء عمل پوشاند . « 1 »
يكى ديگر از موارد ، زمانى بود كه عمر براى فتح ايران ، تصميم به اعزام سپاهى به آنجا گرفت ؛ و نيز هنگام اعزام سپاه به روم . در فصل بعدى به اين مطلب اشاره خواهيم كرد .
3 در زمان خلافت عثمان ابن عفان
عثمان ابن عفان هم در بسيارى از مسائل و مشكلات عقيدتى و فقهى به على ابن ابى طالب مراجعه مىكرد ؛ بهطورى كه كتابهاى حديث ، فقه و تاريخ به موارد آن تصريح دارد . « 2 »
4 اعتراف عايشه به دانش على ( ع )
عايشه هم پاسخ بسيارى از احكام شرعى را كه از او پرسيده مىشد به امام على ( ع ) ارجاع مىداد . و مىگفت :
عليك بابن ابي طالب لتسأله . « 3 » )
اين سؤال را بايد از فرزند ابوطالب بپرسى .
و يا مىگفت :
إئت عليا فانه اعلم بذلك مني . « 4 » )
هامش
( 1 ) - بخارى در تاريخش و حاكم در مستدرك الصحيحين ، ج 3 ، ص 14 آورده است .
( 2 ) - الموطا ، مالك ابن انس ، ص 36 و 176 / والسنن ، بيهقى ، ج 7 ص 419 / مسند ، شافعى ، ص 171 / و مسند ، احمد ابن حنبل ، ج 1 ، ص 100 و 104 / تفسير ابن جرير ، ج 27 ، ص 61 / و . . .
( 3 ) - صحيحالنسائى ، ج 1 ، ص 96 ، 100 ، 113 ، 117 ، 133 ، 146 ، 149 ، 210 .
( 4 ) - مصادر و ماخذ سابقالذكر .