كردند ؛ حتى كشورهاى شوروى ، آمريكا و انگليس مجبور شدند پرچمهاى سفارتخانهها و كنسولگريهاى خود را به عنوان عزا نيمه افراشته نگه دارند . « 1 »
زمزمهء تلقين
مرحوم آيتالله حاج شيخ مجتبى عراقى كه از شخصيتهاى علمى حوزه و از نزديكان و ملازمان آيتالله بروجردى بود ، از مراسم تشييع و تدفين پيكر آن فقيد فقيه چنين نقل مىكند :
. . . وقتى كه با شكوه تمام جنازه را تشييع كردند و به مسجد اعظم براى دفن آوردند ، خداوند مرا مفتخر به عنايتى كرد و آن در لحد نهادن آن بزرگوار بود . عدهء معدودى اطراف جنازه بوديم .
حاج احمد نزد من آمد و گفت « آقا فرمودند آقا مجتبى مرا در قبر بگذارد » . از اين مطلب حالت عجيبى به من دست داد . وقتى وارد قبر شدم ، تمام مستحبات دفن كه سابقهء ذهنى نسبت به آن نداشتم به يادم آمد . آداب را به جا آوردم . آن بزرگوار را در لحد نهادم . صورتشان را باز كردم و روى خشت گذاشتم و شروع به تلقين كردم . وقتى شانههايشان را گرفتم و گفتم « افهم و اسمع » ناگهان همهمهء آن بزرگوار بلند شد . من با همهمهء ايشان بسيار آشنا بودم . وقتى براى شركت در مجلس استفتاء مىرفتم در ايوان منزل ، همهمهء ايشان را از بين همهء صداها مىفهميدم . با خود گفتم « شايد خيال به من دست داده است » . سرم را بلند كردم ، ديدم در بيرون همهمه نيست . دوباره سرم را به قبر بردم و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 268 .