شربت عسل زهرآلودى به وى نوشاند كه بر اثر آن وفات كرد . و خبر را به معاويه رساند . معاويه گفت : على دو دست داشت كه يكى در صفين قطع شد و ديگرى در قلزم و منظورش از اولى صحابى بزرگوار عمار بن ياسر و دومى مالك اشتر بود .
در صبح الاعشى جلد سوم صفحه 319 عيناً چنين آمده است : سپس كارگزارى مصر از سوى اميرالمؤمنين على ( ع ) در نيمه سال سى و هفتم هجرى به مالك بن الحارث النخعى معروف به اشتر واگذار گرديد . [ آنحضرت ] عهدنامهاى براى وى نوشت كه به هنگام سخن گفتن از عهدنامهها به آن خواهيم پرداخت . او پيش از ورود به مصر مسموم شد و وفات كرد .
الجلالى مىگويد : اين عهدنامه در جلد دهم صفحه 12 آورده شده است . عهدنامه [ مالكاشتر ] با اسناد متعدد روايت شده كه ما در مستند نهجالبلاغه به تفصيل درباره آن بحث كردهايم و علاقمندان مىتوانند به آنجا مراجعه كنند .
ناگفته نماند كه منظور المقريزى از مصر ، همانا تنها قاهره است و تا به امروز نيز در ميان خود مصرىها ، منظور از مصر ، قاهره مىباشد . من در سفرى كه درسال 1386 ه - ق به آنجا داشتم ، مصرىها از مصر همان قاهره را موردنظر داشتند بر خلاف غيرمصرىها كه منظورشان دولت [ يا كشور ] مصر است .
و در مورد آرامگاه مالكاشتر ، دآناستهام كه مؤرخان تصريح دارند كه او وارد قلزم شد و همانجا بر اثر زهر مسموم گرديد و وفات كرد . قبر او امروزه خارج از قاهره در منطقهاى به نام القلج قرار دارد كه حدود ده كيلومتر از قاهره فاصله دارد . اين آرامگاه آباد و نوسازى شده است و بر فراز آن گنبد بلندى قرار دارد و بر قبر شريف لوحى است كه بر آن اين بيت شعر ووشته شده است :
تلك آثارنا تدل علينا * فانظروا بعدنا الي الآثار
( آثار بهجاى مانده از ما ، نشان از ما دارند ؛ پس از ما به آنچه بهجاى مانده است نظر افكنيد . )
حضرت مالك اشتر نخعى ، مالك بن الحارث النخعى كوفى يكى از قهرمانان پر آوازه