دور مىمانند ، و دلهاشان حالت سنگ پيدا مىكند و هرگز به ذكر خدا خاشع نمىشود .
و جزاى سوم : اين است كه از نيروهاى كار كنندهء در جهان ( كه فرشتگان بر آنها گماشتهاند ) ، / 610 همچون نتيجهاى طبيعى از گمراهى ايشان از حقايق و ارزشهاى و الا دور مىمانند .
از سنتهاى خدا در زندگى آدمى آن گاه مىتواند بهرهبردارى كند كه آنها را خوب بشناسد ، و هدفهايى عالى داشته باشد كه بخواهد به آنها از راه اين سنتها تحقق بخشد ، در صورتى كه اينان سنتها را نمىشناسند و هدفهاى عالى كه از ارزشها ساخته شده باشد در اختيار ندارند ، و به عبارت ديگر رسالتى در زندگى ندارند ، و زندگى در برابر كسى كه در آن رسالتى ندارد از خضوع خوددارى مىكند .
اما جزاى چهارم كه نتيجهاى است از آنچه پيشتر گفته شد ، چنين است :
دور شدن از مردم ، بدان سبب كه آنان از پيرامون كسى كه هدايت و روحانيت و قدرت بهرهبردارى از زندگى ندارد ، پراكنده مىشوند ، و دليلى براى روى كردن به او نمىبينند .
بايد ژرفاى آن نوميدى را كه نصيب اين خيانتكاران مىشود ، پيش خود تصور كنيم : آنان به رسالت خدا براى آن خيانت كردند كه خرسندى مردم را جلب كنند ، و در نتيجه هر دو را از دست دادند ، و زيان آشكار و بزرگ ( الخسران المبين ) همين است .
و قرآن دورى را به لفظ ( لعنة ) بيان كرده است كه به معنى طرد و دور رانده شدن به خوارى و كوچكى است كه با حالت كيفر ديدن تناسب دارد .
«
أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ
- كيفر اينان آن است كه لعنت خدا و فرشتگان و همهء مردم بر ايشان باشد . » [ 88 ] و اين لعنت در دنيا آغاز مىشود ولى تا آخرت استمرار پيدا مىكند ، و در آنجا به صورت عذابى دردناك درمىآيد كه هرگز سبك نمىشود .
«
خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ
- جاودانه در