ترجمه : هيئت فلك قمر و فلك ماه همچون فلك كرات علويه بوده با اين فرق كه منطقه حاوى حاملش را فلك مايل گويند ، چه آنكه از منطقة البروج مايل است و اين فلك « يعنى فلك مائل » با فلك حامل در سطحى قرار دارند كه آن سطح با منطقة البروج بر دو نقطه رأس و ذنب متقاطع است .
و براى قمر فلك ديگرى است كه داراى دو سطح متوازى بوده و به فلك مايل محيط است و نامش را فلك جوزهر خوانند .
اين فلك مانند ممثّل كره شمس در سطح منطقة البروج بوده و دو قطبش نيز با دو قطب منطقة البروج مسامت مىباشد .
شرح
قوله : و هى مع الحامل : ضمير « هى » به منطقه مائل راجع است .
قوله : يقاطع منطقة البروج : كلمهء « يقاطع » صفت است براى سطح .
قوله : على نقطتى الرّأس و الذّنب : از خصائص نقطهء رأس آنست كه وقتى قمر از اين نقطه بگذرد ، به طرف شمال منطقة البروج رفته و زمانى كه از نقطهء ذنب بگذرد به طرف جنوب منطقه مايل مىشود ، و سرّ ناميدن نقطه شمالى را به رأس آنست كه ، كه به لحاظ كثرت كواكب مرصوده در اين نقطه اشرف بوده ، لذا نام اشرف اعضاء را كه رأس باشد بر آن نهادهاند و چون ذنب در مقابل آن است ، اين نام را براى آن انتخاب نمودهاند .
قوله : و يسمّى الجوزهر : صاحب غياث اللّغة گويد :
كلمهء جوزهر بفتح اوّل و فتح زاى معجمه و فتح هاء معرّب « گوزهر » و آن جزء اوّل است از اجزاء فلك قمر كه بر هرسه اجزاى ديگر آنكه مائل و حائل و تدبير است محيط گرديده و به معناى هريك از عقدهء رأس و ذنب نيز آمده و آن دو نقطهء تقاطع حائل و مايل است . شكل ( 20 ) .