فصل ششم : در بيان قسم سيزدهم و چهاردهم اقسام حدود
و آن حبس مخلّد است و كشتن .
امّا حبس مخلّد ، و آن حدّ چند جماعت است :
اوّل : حدّ كسىكه امر به كشتن كسى كند .
دوم : حدّ كسىكه در مرتبهء سوم دزدى كند بعد از آنكه دست راست و پاى چپ او را بريده باشند .
سوم : حدّ زنى كه مرتدّ شده باشد .
و امّا كشتن و آن حدّ بيست و پنج قوم است :
اوّل : حدّ دزدى كه در مرتبهء چهارم بعد از حبس مخلّد دزدى كند .
دوم : حدّ كسى كه با مادر يا خواهر يا دختر يا دختر برادر يا دختر خواهر يا عمّه يا خاله زنا كند .
سوم : حدّ جهودى كه با زنان مسلمان زنا كند ، خواه به شرايط ذمّه باشد و خواه نباشد ، و خواه زن اطاعت كرده باشد و خواه به اكراه زنا كرده باشد .
چهارم : حدّ كسى كه با زنى به اكراه زنا كند .
پنجم : حدّ كسى كه به زن پدر يا كنيزى كه پدر [ 1 ] به او دخول كرده باشد زنا كند .
ششم : حدّ كسى كه او را جهت تفخيذ - يعنى منى ريختن در ميانران مردان - سه مرتبه تعزيرش [ 2 ] كرده باشند .
هفتم : حدّ زنانى كه ايشان را سه مرتبه جهت سحق تعزير [ 3 ] كرده باشند .
هشتم : حدّ كسانى كه جهت دشنام دادن ايشان را سه مرتبه حدّ زده باشند .
نهم : حدّ كسى كه شراب خورده باشد و او را سه مرتبه حدّ زده باشند .
دهم : حدّ كسى كه شراب را حلال داند و توبه نكند
هامش
[ 1 ]
. در كنيز پدر محلّ تأمّل است . ( تويسركانى )
[ 2 ] يعنى حدّش زده باشند . ( يزدى )
[ 3 ] يعنى حدّش زده باشند . ( يزدى )