مطلب سوم در شهادت ، يعنى گواهى دادن
و در آن چند فصل است :
فصل اوّل در واجب بودن شهادت و شروط آن
بدانكه گواهى دادن واجب كفائى است به اجماع مجتهدين با قدرت برآن ، خواه او را جهت گواه شدن طلبيده باشند و خواه نطلبيده باشند ، مگر با خوف ضرر برخود يا بر بعضى از مؤمنين . و اجرت گرفتن برآن حرام است ، مگر مؤونت سفر جهت اداى شهادت . وگاه هست كه واجب عينى مىشود ، و آن در صورتى است كه گواه منحصر در يك شخص باشد . و شروطى كه در گواه مىبايد يازده است :
شرط اوّل آنكه : بالغ باشد
پس گواهى دادن طفل مسموع نيست [ 1 ] مگر در جراحتى كه سرايت به مردن نكند [ 2 ] به شرط آنكه ده سال داشته باشند ومتفرق نشده گواهى دهند و بر چيزى مباح مجتمع شده باشند . و بعضى از مجتهدين گواهى اطفال را مطلقاً مقبول نمىدانند « 1 » .
شرط دوم آنكه : عاقل باشد
چه گواهى ديوانه صحيح نيست ، امّا اگر ديوانگى او دورى باشد در آن حالتى كه ديوانه نباشد صحيح است .
هامش
[ 1 ] - بلكه مسموع است در مطلق جراحات و بايد به اوّل كلام ايشان گرفته شود و شاهد ديگرنباشد بنابر احوط . ( يزدى )
[ 2 ] مراعات احتياط در شهادت اطفال خوب است اگر چه اقوى قبول شهادت آنها است درجرح به شروط مذكوره در عبارت على الاحوط . ( تويسركانى )
* رعايت احتياط را با شرط مذكوره ترك ننمايند . ( صدر )
( 1 ) فخر المحقّقين ، ايضاح 4 : 417 .