مىسازد « 1 » .
هريسه : « 2 » در حديثآمدهكه : هريسه نفع بسيارى دارد و سبب قوّت باه مىشود « 3 » .
تخم مرغ : در حديث آمده كه : خوردن آن سبب بسيارى فرزند مىشود « 4 » .
عسل : شفاى بيمارى است كه سبب آن بلغم باشد .
عدس بريان كرده : تشنگى را مىنشاند ، و قوّت معده مىدهد ، و شفاى هفتاد مرض است ، و عدس دل را نازك مىكند ، و اشك چشم را زياده مىگرداند .
آرد گندم بريان كرده : طعام پيغمبران است ، و خوردن آن گوشت را مىروياند ، و استخوانها را سخت مىسازد ، و قوّت باه مىدهد .
پنير با مغز گردو : و در حديث آمده كه : هردو با هم شفاست و هر يك تنها مرض است « 5 » .
شكر : نافع است از همهء چيزها ، و ضرر ندارد .
سركه و زيت : طعام انبياست ، و منافع آن بسيار است ، چه ذهن را روشن مىگرداند ، و عقل را زياد مىكند ، و صفرا را كم مىسازد ، و دل را زنده مىدارد ، و كرمهائى كه در شكم آدمى باشد مىكشد ، و شهوت زنان را بر طرف مىسازد .
و زيتون : بادها را مىشكند . روغن « 6 » دواست خصوصاً در تابستان .
شيرگوسفند سياه : نافعتر است ازگوسفند سرخ ، و شير گاو سرخ بهتر است از گاو سياه .
شير و عسل : جهت آب پشت نافع است .
زنيان : « 7 » هاضم طعام است .
هامش
( 1 ) كافى 6 : 310 ، حديث 1 . وسائل 25 : 44 ، حديث 1 .
( 2 ) طعامى كه از گوشت و حبوب ترتيب دهند .
( 3 ) كافى 6 : 319 . وسائل 25 : 69 .
( 4 ) كافى 6 : 324 و 325 ، حديث 2 و 3 و 4 . وسائل 25 : 79 - 80 ، حديث 3 و 5 و 6 و 7 و 8 و 9 .
( 5 ) كافى 6 : 340 ، حديث 2 و 3 . وسائل 25 : 121 ، حديث 1 و 2 .
( 6 ) در بعضى از نسخهها : روغن آن .
( 7 ) تخمى است كه آن را به روى خمير نان پاشند .