چهل و سوم : بعد از گزاردن نماز خفتن چيزى خوردن ، چه آن از عادت پيغمبران است .
چهل و چهارم : خوردن پارچهءنان كه در راهها يافته باشند ، چه در حديث آمده كه :
هركس آن را بخورد حسنهاى در ديوان اعمال او بنويسند ، و اگر نجس باشد و آن را بشويد و بخورد هفتاد حسنه در ديوان اعمال او نوشته مىشود « 1 » .
امّا چهار امر حرام :
اوّل : بسيار خوردن به حدّى كه ضرر رساند ، چه هر گاه چيزى خورده باشند و ديگر چيزى خورند باعث امتلا مىشود و مرضها از اين بهم مىرسد ، و در حديث آمده كه :
چيزى خوردن در حالتى كه سير باشند باعث مرض [ برص ] مىشود « 2 » .
دوم : رفتن به مجلس ضيافتى كه او را نطلبيده باشند . [ 1 ] و بعضى از مجتهدين اين را مكروه مىدانند [ 2 ] « 3 » .
سوم : خوردن طعام در مائدهاى كه شراب يا هرچه مستكننده باشد [ 3 ] خورند .
چهارم : در ظرف طلا و نقره طعام خوردن .
و امّا آن بيست و پنج امرى كه مكروه است :
اوّل : شكم را از طعام پُر ساختن .
دوم : تكيه كرده طعام خوردن .
هامش
[ 1 ] - هرگاه معلوم نباشد رضاى صاحب خانه . ( يزدى )
[ 2 ] و اوّل احوط است . ( تويسركانى )
[ 3 ] بلكه احوط الحاق هر معصيتى است . ( تويسركانى ، صدر )
* بلكه نشستن بر آن مائده حرام است هر چند چيزى نخورد . ( يزدى )
( 1 ) كافى 6 : 300 ، حديث 5 . وسائل 24 : 381 ، حديث 3 .
( 2 ) كافى 6 : 269 ، حديث 7 . وسائل 24 : 243 و 244 ، حديث 3 و 7 .
( 3 ) علّامهء حلّى ، تحرير 4 : 647 و 648 . شهيد اوّل ، دروس 3 : 26 .