قدرت ، و اگر عاجز باشند غيرعربىنيز جايز است ، و در اين صورت حاكم شرع را دو مرد عادل لازم [ 1 ] است كه زبان غير عربى را داند و يك عادل كافى نيست .
هشتم : ترتيب بهطريقى كه مذكور شد به آنكه شوهر اوّل چهار مرتبه ابتدا به شهادت كند آنگاه لعن كند بعد از آن زن چهار مرتبه ابتدا به شهادت كند آنگاه بهغضب .
نهم آنكه : شوهر و زن هردو در وقت ذكر شهادتين و لعن و غضب مىبايد كه ايستاده باشند [ 2 ] و بعضى از مجتهدين برآنند كه شوهر در حال ذكر شهادت و لعن مىبايد كه ايستاده باشد و اگر چه زن در آن حال نشسته باشد و زن نيز در حالت ذكر شهادت و غضب مىبايد كه ايستاده باشد و اگر چه شوهر در آن حال نشسته باشد « 1 » .
دهم : مشخّص ساختن زن ، به آنكه نام او را ذكر كند و نام پدر او را يا او را بهنوعى وصف كند كه احتمال غير او نداشته باشد يا آنكه اشارت كند به او ، پس اگر زن مشخّص نباشد لعان واقع نمىشود .
يازدهم آنكه : كلمات شهادت و لعن و غضب را پى در پى بگويند .
دوازدهم آنكه : هريك از شوهر و زن به گفتن آن كلمات وقتى شروع كنند كه حاكم شرع ايشان را تلقين آن نمايد ، پس اگر هريك از ايشان بىآنكه حاكم شرع ايشان را تلقين كند بگويند صحيح نيست .
و امّا هشت امر سنّت :
اوّل آنكه : حاكم شرع پشت به قبله كند و روى به ايشان .
دوم آنكه : شوهر بر دست راست حاكم شرع بايستد « 2 » و زن بر دست چپ او .
سوم آنكه : جماعتى از مردان در آن مجلس حاضر باشند جهت شنيدن لِعان ، و كمتر از چهار كس نباشند .
هامش
[ 1 ] احوط دو عادل است . ( تويسركانى )
[ 2 ] اعتبار قيام احوط است . ( تويسركانى )
( 1 ) شيخ صدوق ، مقنع : 355 . شيخ طوسى ، مبسوط 5 : 198 . ابنادريس ، سرائر 2 : 699 . محقّق ، شرايع 3 : 98 .
( 2 ) در نسخهاى : بنشيند .