اكْبَرْ » « 1 » آنگاه نام طفل را ببرد و گوسفند را ذبح كند .
هفدهم : آنكه اعضاى آن گوسفند يا شتر را از هم جدا كنند ، چه شكستن استخوانهاى آن مكروه است .
هجدهم : عقيقه كردن طفل بعد از بالغ شدن به جهت خود اگر داند كه پدر عقيقهء او نكرده است . [ 1 ]
نوزدهم : مباركباد گفتن كسى را كه فرزندى بهم رسيده باشد براى او .
بيستم : خوردن بِهْ زن حامله را ، چه در حديث آمده كه : هر زن حاملهاى كه بِه بخورد طفل او خوبروى و خوش طبع باشد « 2 » .
) بيست و يكم : خرما خوردن زن حامله در وقت ديدن نفاس ، چه از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام منقول است كه : فرزند او در اين حالت از حكما گردد « 3 » و در بعضى احاديث وارد شده كه : اگر رطب خورد فرزند او حكيم شود « 4 » .
) بيست و دوم : پيچيدن طفل به خرقهء سفيد .
و امّا آن شش امر مكروه :
اوّل : كنيت كردن ابوالقاسم طفلى را كه نام او محمّد كرده باشند ، و بعضى از مجتهدين اين را حرام مىدانند . « 5 »
) دوم : نام طفل را حكيم يا خالد يا حارث يا ضرار يا مالك كردن .
سوم : كنيت طفل را ابوحكيم يا ابومالك يا ابوعيسى كردن .
چهارم : موى سر طفل را اندكى تراشيدن و اندكى گذاشتن .
هامش
[ 1 ] يا نداند كه عقيقه كرده يا نه . ( نخجوانى )
( 1 ) كافى 6 : 31 ، حديث 4 . وسائل 21 : 426 ، حديث 2 .
( 2 ) كافى 6 : 22 ، حديث 1 . وسائل 21 : 402 ، حديث 1 .
( 3 ) كافى 6 : 22 ، حديث 3 . وسائل 21 : 403 ، حديث 3 .
( 4 ) كافى 6 : 22 ، حديث 4 . وسائل 21 : 402 و 403 ، حديث 1 .
( 5 ) ابن حمزه ، وسيله : 315 .