و لاحق گردانيدن او به پدر ممكن باشد به او ملحق بايد گردانيدن .
و به مجرّد آنكه زن فاحشه باشد شوهر نمىتواند گفت كه فرزندى كه از او حاصل شده باشد فرزند او نيست ، و به اين گفتن فرزندى آن فرزند بر طرف نمىشود اگر زن دايمى باشد مگر آنكه ميان زن و شوهر لعان واقع شود چنانچه زود باشد كه كيفيّت لعان مذكور گردد ، و امّا اگر متعه يا كنيز باشد به مجرّد گفتن شوهر فرزندى آن فرزند بر طرف مىشود و محتاج به لعان كردن نيست .
و همچنين جايز نيست نفى كردن فرزند به مجرّد آنكه منى را در وقت انزال در غير فرج زن بريزد ، چه ممكن است كه منى بىشعور در فرج او ريخته شده باشد .
فصل چهارم در بيان احكام ولادت فرزند :
بدانكه سى امر به ولادت فرزند تعلّق دارد : دو امر واجب ، و بيست و دو امر سنّت ، و شش امر مكروه .
امّا دو امر واجب :
اوّل : مدد دادنزنان ياشوهردروقت زاييدن زن [ 1 ] و اگر زنان متعذّر باشند مردان محرم مدد دهند ، و اگر وجود مردان محرم نيز متعذّر باشد غير ايشان از خويشان مدد كنند .
دوم : ختنه كردن فرزند بعد از بالغ شدن او .
و امّا بيست و دو امر سنّت :
اوّل : غسل دادن [ 2 ] مولود در وقت ولادت او .
دوم : اذان در گوش راست او گفتن و اقامت در گوش چپ [ 3 ] او ، چه از حضرت امام بهحقّ ناطق امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه : مكروهى « 1 » بعد از آن به طفل
هامش
حضرت خاتمالنبيّين صلّىاللَّه عليه وآله اجمعين بيانىداردكه حاشيه مجال آنرا ندارد . ( صدر )
[ 1 ] - هرگاه محتاج به مدد باشد . ( يزدى )
[ 2 ] و بعضى آن را واجب دانستهاند . ( نخجوانى ، يزدى )
[ 3 ] پيش از آنكه ناف او را ببرند . ( يزدى )
( 1 ) در اكثر نسخهها : گناهى .