باشد ، و دخترانى كه زن شيردهنده زاييده باشد براى طفل حرام است چه اينها بهمنزلهء خواهرند در نسب .
پنجم : فرزندان فرزند شوهر شيردهنده خواه نسبى و خواه رضاعى ، و فرزندان فرزند نسبى شيردهنده ، چه ايشان بهمنزلهء دختران خواهر و برادرند در نسب .
ششم : خواهر شوهر زن شيردهنده ، چه او بهمنزلهء عمّه است در نسب .
هفتم : خواهر زن شيردهنده ، چه او بهمنزلهء خاله است در نسب .
و همچنين هفت كس از مردان برزنان حرام مؤبّد مىشوندبه سبب شير خوردن :
اوّل : شوهر زن شيردهنده بردخترى كه شير او خورده باشد حرام مؤبّد است ، چه او بهمنزلهء پدر او است در نسب .
دوم : پسرى كه شير شيردهنده را خورده باشد حرام مؤبّد است ، چه او بهمنزلهء پسر او است در نسب .
سوم : پسرانى كه از آن شير خورنده بهم رسند ، چه آنها بهمنزلهء فرزندان فرزندزادهاند در نسب .
چهارم : بهمنزلهء برادرند در نسب .
پنجم : فرزند و فرزند رضاعى و نسبى شوهر شيردهنده ، چه آنها بهمنزلهء پسران برادر و خواهرند در نسب .
ششم : برادر شوهر شير دهنده ، چه او بهمنزلهء عمّ است در نسب .
هفتم : برادر زن شير دهنده ، چه او بهمنزلهء خال اوست در نسب .
امّا مادر رضاعى شيردهنده و فرزندان رضاعى او كه از غير آن شيردهنده باشند و عمّه و خالهء رضاعى او و خواهر و دختر خواهر و دختر برادر رضاعى او ، بر شير خورنده حرام نمىشوند . [ 1 ] و در حرام شدن اولاد رضاعى شيردهنده برپدر طفل شير
هامش
[ 1 ] - اظهر حرمت جميع است ما عداى فرزندان رضاعى شير دهنده چون اعتبار اتّحاد فحل دربنوّت و اخوّت است نه مطلقاً . ( يزدى )