برآنند كه طفل شيردهنده مىبايد كه دو ساله نباشد [ 1 ] « 1 » پس اگر بعد از دو ساله شدن او شير بخورد رضاع بهم نمىرسد .
دهم آنكه : صاحب شير يك كس باشد پس اگر زنى طفلى را از شير يك شوهر خود پانزده مرتبه شير داده باشد و طفل ديگر را از شير شوهر ديگر داده باشد بريكديگر حرام نمىشوند [ 2 ] و شيخ طبرسى براين رفته كه اينها بريكديگر حرام مىشوند « 2 » .
و هرگاه اين شروط بهم رسد زن شيردهنده مادر آن طفل مىشود و شوهر او كه صاحب شير باشد پدر او مىشود ، و فرزندانى كه از ايشان حاصل شده باشند يا شير ايشان خورده باشند برادر و خواهر او مىشوند .
وبهسبب شير خوردن هفتزن حرام مؤبّد مىشوند ؛ اوّل : زن شير دهنده و مادر او هرچند بالا رود حرام مؤبّداند بر طفل شير خورنده . و همچنين هرزنىكه پدر ومادرواجداد طفل را شير داده باشند حرام مؤبّداند ، به جهت اينكه اينها همه بهمنزله مادرند در نسب .
دوم : هر دخترى را كه زن شخصى شير دهد ، چه آن دختر بر آن شخص به منزلهء دختر است در نسب .
سوم : فرزندان دخترى كه زن او شير داده باشد ، چه اينها به منزلهء فرزندزادهاند در نسب .
چهارم : هر دخترى كه از شوهر شيردهنده حاصل شده باشد يا شير او را خورده
هامش
[ 1 ] - اقوى عدم اعتبار آن است . ( دهكردى ، يزدى )
[ 2 ] و همچنين اگر يك طفل را از شير دو شوهر شير دهند ، به اينكه نصف دفعات از يكى و نصف ديگر از ديگرى باشد هر چند فرض آن بعيد است و آن اين است كه شير زن از شوهر اوّل مستمرّ بماند تا زمان حمل از شوهر دوم و همچنين شرط است در تحقّق رضاع اتّحاد زن شير دهنده ، پس هرگاه بعض عدد از زنى و بعض ديگر از زن ديگر يك شخص باشد نشر حرمت نمىكند . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
( 1 ) حلبى ، كافى : 285 . ابن زهره ، غنيه : 335 . ابن حمزه ، وسيله : 301 .
( 2 ) طبرسى ، مجمع البيان 3 : 28 .