دوازدهم : لِعان كردن با زن خود ، بهطريقى كه مذكور خواهد شد .
سيزدهم : رضاع [ 1 ] چه هر گاه زنى را جهت شير دادن گرفته باشند نايب نمى تواند گرفت . [ 2 ]
چهاردهم : انقضاى عدّت « 1 » .
پانزدهم : قسامه .
شانزدهم : جنايت .
هفدهم : التقاط و احتطاب و احتشاش [ 3 ] يعنى برچيدن و هيمه گرد كردن و علف درويدن .
هجدهم : اقامت شهادت ، مگر بروجه شهادت برشهادت ، چه در اين صورت حاكم [ 4 ] جهت او نايب مىتواند گرفت .
موقف سوم در چيزهايى كه قابل نيابت هست
و آنها سى و هشت چيزند :
اوّل : اخراج زكات و خمس و قسمت تصدّقات . دوم : خريدن و فروختن [ 5 ] مگر به نيابت [ 6 ] كسىكه احرام بسته باشد . سوم : قبض كردن قيمت متاع . چهارم : گرو كردن و قبض گرو . پنجم : مصالحه . ششم : حواله . هفتم : ضامن شدن . هشتم : شريك شدن .
هامش
[ 1 ] با اعتبارمباشرت واختصاص بهرضاع ندارد ، در هر جا اعتبار مباشرت شود چنيناست . ( يزدى )
[ 2 ] محتاج به تأمّل و تفصيل است . ( صدر )
[ 3 ] عدم قبول نيابت در التقاط و احتطاب و احتشاش محلّ تأمّل است . ( تويسركانى )
* اقوى جواز نيابت است در مذكورات . ( دهكردى ، يزدى )
* معلوم نيست . ( صدر )
[ 4 ] اعتبار حاكم وجه ندارد و أيضاً شهادت فرع از باب نيابت نيست . ( دهكردى ، يزدى )
[ 5 ] احوط منع است . ( تويسركانى ، صدر )
[ 6 ] كه خريدن صيدى كه همراه او باشد جايز نيست ، و امّا اگر همراه او نباشد صحيح است اگروكالت سابق بر احرام او باشد . ( دهكردى ، يزدى )
( 1 ) يعنى كسى به نيابت عدّه نگهدارد .