مطلب چهارم در توابع اجاره و عاريت و غصب
و در آن چند فصل است :
فصل اوّل در مزارعه
يعنى برزگر گرفتن كه زراعت كند و حصّهاى از حاصل بردارد .
و شروط آن نُه است :
اوّل : ايجاب چون « زارعتُك » يعنى برزگر كردم ترا به آنكه در محصول شريك باشى به حصّهء معلومى و كار كنى .
دوم : قبول ، و آن هرلفظى است كه دلالت كند بررضاى ايجاب .
سوم آنكه : هريك ازايشان بالغ و عاقل باشد ، چه اگرطفل يا ديوانه باشد صحيح نيست .
چهارم آنكه : جايزالتصرّف باشد ، چه اگر مفلس يا مست يا بيهوش يا خفته يا غاصب [ 1 ] باشد صحيح نيست .
پنجم : تعيين مدّت زراعت و ضبط و حفظ آن به ماه و سال . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] در غاصب موقوف به اجازه است . ( تويسركانى )
[ 2 ] يا به طريق متعارف به طورى كه علم يا ظنّ حاصل شود به حصول غلّه يا ثمره و ادراك آن در آن مدّت بلكه اكتفاء به حصول غلّه يا ثمره بدون تعيين مدّت خالى از قوّت نيست