دهم : تقصير دلّال در محافظت متاع و مال .
يازدهم : تقصير گروگيرنده در محافظت گرو .
دوازدهم : تقصير باغبان و برزگر در محافظت باغ و زراعت .
سيزدهم : تعدّى شريك از آنچه شريك او در تصرّف در مال شراكت اذن داده باشد ، يا تقصير كردن او در محافظت مال شركت .
[ انكار كردن عاريت كننده و امانت گيرنده از تلف شدن ضامن است ] .
[ عازم بودن ايشان بر ردّ نكردن آن ] [ 1 ] « 1 » .
چهاردهم : تقصير كردن عامل مضاربه و تعدّى از اذن مالك ، چه با تلف در اين صورت ضامن است .
پانزدهم : امتناع وكيل از تسليم مال موكّل بىسبب شرعى و تلف شدن آن .
شانزدهم : تعدّى وكيل از آنچه موكّل تعيين كرده .
هفدهم : تقصير كردن كسىكه چيزى يافته باشد در حفظ و در تعريف « 2 » آن ، و در صورتىكه كسى وصف آن كند و به او دهد بىاذن حاكم آنگاه گواه بگذرد كه مالك ديگرى بوده و آن تلف شده باشد .
هجدهم : تدليس كردن در نكاح چه مُدلِّس مهر را ضامن است .
نوزدهم : اگر صداق در دست شوهر پيش از قبض زن فوت شود ، قيمت اعلاىِ آن را از وقت مطالبه تا وقت تلف [ 2 ] آن ضامن است .
بيستم : هر گاه زن نشوز كند و شوهر او را بزند بهنوعى كه تلف شود ، يا عضوى از اعضاى او مجروح گردد ضامن است .
هامش
[ 1 ] على الاحوط . ( تويسركانى )
[ 2 ] بعيد نيست قيمت يوم الاداء هرگاه قيمى باشد و در مثلى مثل است . ( دهكردى ، يزدى )
( 1 ) اين مسأله و ماقبل آن در بعضى از نسخهها آمده است .
( 2 ) بعضى از نسخهها : تملّك آن .