خون حيض نيست ، و اگر سنّ او از پنجاه سال بگذرد و آن زن از طايفهء قريش يا طايفهء نبط [ 1 ] نباشد خون او نيز خون حيض نخواهد بود . امّا اگر يكى از آن دو طايفه باشد [ 2 ] تا شصت سال ممكن است كه خون حيض باشد .
و اگر دختر بكر را ازالهء بكارت شود و خون از او آيد و معلوم نشود كه خون بكارت است يا غير آن پنبه به خود بردارد و به تطوّق « 1 » و عدم تطوّق معلوم نمايد .
و كيفيّت معرفت تطوّق و عدم تطوّق آن است كه : آن زن صاحب خون برپشت بخوابد نزديك ديوار يا مانند آن و پنبه را بهدست راست به اندرون فرج كند و اندكى صبر نمايد ، بعد از آن پنبه را به آهستگى بيرون آورد و ملاحظه كند ، اگر خون تمام روى پنبه را سرخ كرده باشد خون بكارت نخواهد بود ، و اگر سرخى آن برگرد پنبه بهطريق طوق باشد خون بكارت است [ 3 ] .
و ميانهء مجتهدين خلاف است در آنكه : زن آبستن خون حيض مىبيند يا نه ؟ بعضى برآنند كه نمىبيند به جهت آنكه در وقت آبستن خون حيض دو قسم مىشود قسمى به پستانها مىرود شير مىشود و قسمى ديگر از راه ناف به شكم طفل مىرود و خوراك او مىشود ، پس چيزى زياده نمىماند كه بيرون آيد . و بعضى [ 4 ] برآنند كه هر گاه مزاج زن گرم باشد و غذاهائى كه مولد خون باشد بسيار تناول نمايد مىتواند بود كه آنچه از شير و غذاى طفل زياده باشد به حيض بيرون آيد .
هامش
[ 1 ] - محلّ تأمّل است ، پس احتياط ترك نشود . ( صدر )
[ 2 ] در نبطيّة اشكال است . ( يزدى )
[ 3 ] فرق نيست در اين حكم ميان اينكه در حال زوال بكارت حايض باشد يا نه ، و نه ميان اينكه پيش از اين حيض ديده باشد يا نه ، و نه ميان اينكه شكّ از ابتداء باشد يا در اثنا عارض شود . ( نخجوانى )
[ 4 ] اين قول اصحّ است . ( خراسانى )
* اين قول در نهايت قوّت است . ( كوهكمرهاى )
* قول اين بعض اقوى است . ( مازندرانى ، يزدى )
( 1 ) دايرهاى شكل ، حلقهاى .