فقها ايستادن واجبنيست ، امّا اگرگمان فتحداشته باشد در اين صورت جهاد سنّت است .
چهارم : كشتن زنان كفّار اگرچه معاونت كفّار كنند ، و همچنين حرام است كشتن اطفال و ديوانههاى ايشان .
پنجم : كشتن پيرمردان ايشان كه از جنگ كردن و تدبير نمودن ايشان مأيوس باشند .
امّا كشتن بندگان ايشان هر گاه جنگ كنند لازم است .
ششم : گوش و بينى ايشان را بريدن .
هفتم : غدركردن با ايشان ، يعنىكشتن ايشان بعد ازآنكه امامايشانرا امان دادهباشد .
هشتم : غلول كردن ، يعنى چيزى از غنيمت را پنهان كردن .
نهم : جنگ كردن با كفّار بعد از صلح .
دهم : زهر در آب ايشان ريختن ، هر گاه به غير آن ممكن باشد . و بعضى از مجتهدين آن را مكروه مىدانند « 1 » و بعضى برآنند [ 1 ] كه اگر گمانش آن باشد كه در آن ديار مسلمانى هست حرام [ 2 ] « 2 » است .
و امّا آن شش امرى كه سنّت است :
اوّل آنكه : در وقت بهم رسيدن هردو صف جهت قتال اين دعا بخواند كه حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله و سلم مىخواندهاند : « اللَّهُمَّ مُنْزِلَ الْكِتابِ سَريْعَ الْحِساب مُجْرِيَ السحاب اهْزِمِ الْاحْزابَ ، يا صَريْخَ الْمَكْرُوْبيْنَ ، يا مُجيْبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَريْنَ ، يا كاشِفَ الْكَرْبِ الْعَظيْمِ اكْشِفْ كَرْبيْ وَغَميْ ، فَانَّكَ تَعْلَمُ حاليْ وَحالَ اصْحابيْ ، فَاكْفِنيْ بِقُوَّتِكَ عَدُوي » .
دوم آنكه : در حالت اختيار بايد كه قتال در وقت زوال آفتاب يا بعد از گزاردن نماز ظهر و عصر باشد ، چرا كه در آن وقت درهاى آسمان گشاده است و فتح و نصرت و رحمت نازل مىشود ، و نزديك به شب است و كشتن كمتر بهوقوع مىآيد ، و اگر
هامش
[ 1 ] - قول اين بعض خالى از وجه نيست . ( نخجوانى )
[ 2 ] خالى از وجه نيست . ( يزدى )
( 1 ) علّامهء حلّى ، تحرير 2 : 142 . شهيد اول ، لمعه : 82 . شيخ طوسى ، در مبسوط 2 : 11 به اصحاب نسبت داده است .
( 2 ) شهيد دوم ، مسالك 3 : 25 و روضه 2 : 392 .