لازم است اگر عزم برقضا نداشته باشد تا وقتى كه به رمضان آينده مقدار مدّت قضا بماند و در اين مدّت بيمار شود يا زن حيض بيند .
وبدانكه قضاى ماه رمضان را پيش از پيشين « 1 » فاسد مىتوان ساخت به خوردن و جماع و غيرآن ، و بعد از پيشين حرام است ، پس اگر بعد از پيشين فاسد سازد به خوردن و غيرآن قضا و كفّاره لازم [ 1 ] مىشود ، و كفّارهء آن ده مسكين را طعام دادن است و اگر از آن عاجز شود سه روز روزه بدارد .
سوم از روزههاى واجبى : آن است كه شخصى خود را به شخصى به اجاره دهد كه قضاى روزهء ميّت او كند ، پس براو واجب است [ 2 ] كه بسيار تأخير در قضا نكند [ 3 ] و نوعى نمايد كه در عُرف گويند كه او مشغول است بهقضاى روزه .
چهارم از روزههاى واجبى : روزهاى است [ 4 ] كه بر پدر [ 5 ] اين كس واجب بوده [ 6 ] و پدر در حال حيات با وجود قدرت [ 7 ] برقضاى آن قضا نكرده
هامش
[ 1 ] - لزوم كفّاره احوط است . ( تويسركانى )
[ 2 ] بلكه بر او واجب است كه عمل بر طبق آنچه قرار دادهاند در اجاره نمايند . ( خراسانى )
* وجوب آن ثابت نيست ، مثل اين كلام در اجير نماز فرزند . ( مازندرانى ، نخجوانى )
[ 3 ] اقوى اين است كه صوم استيجار مضيّق مىشود به مضيّق شدن وقت آن كه قرار شده است و به خوف عدم تمكّن از عمل با تأخير . ( تويسركانى )
* هرگاه مدّت معيّن نكرده باشند و إلّااز آن مدّت تأخير جايز نيست . ( يزدى )
[ 4 ] احوط اگر نگوئيم اقوى قضاء روزهاى است كه در سفر فوت شده ، اگرچه قادر بر اقامهو قضاء نبود . ( خراسانى ، مازندرانى ، نخجوانى ، يزدى )
[ 5 ] احوط عدم فرق است ميان پدر و مادر و همچنين احوط عدم فرق است ميان تمكّن از قضاء و عدم تمكّن از آن هرگاه در سفر فوت شده باشد . ( تويسركانى )
* يا مادر او بنابر اقوى . ( يزدى )
[ 6 ] روزهء واجب بر مادر را نيز قضاء نمايند على الاحوط ، چنانچه گذشت . ( دهكردى ، صدر ، كوهكمرهاى ، نخجوانى )
[ 7 ] مگر فوت در سفر كه قدرت بر قضاء ظاهراً در آن شرط نيست . ( صدر )
( 1 ) پيش از ظهر .