باشد . و اگر به هر دو حاصل شده باشد حكم بر اغلب [ 1 ] است و اگر برابر باشد چهاردانگ و نيم [ 2 ] از ده يك آن بايد داد ، پس اگر شصت خروار گندم به هردو آب بالسويّه حاصل شود زكات آن چهار خروار و نيم است .
و اعتبار نصاب [ 3 ] اين اجناس بعد از وضع خراج [ 4 ] و تخم و حصّهء برزگر و نقصان [ 5 ] گاو و مصالحالاملاك « 1 » است ، و اگر آب يا زراعت را قبل از دانه بستن [ 6 ] خريده باشد قيمت آنرا نيز بيرون كند و بعد از بيرون كردن اينها [ 7 ] اگر مقدار نصاب
هامش
[ 1 ] - مادامى كه صدق شركت نكند و إلّاحكم برابرى را دارد كه نصف آن را ده يك ميدهدو نصف ديگر را بيست يك . ( دهكردى )
* به شرط آنكه به حدّى باشد كه ديگرى كالعدم باشد و صدق شركت نكند ، پس مناط صدق شركت و عدم آن است نه مجرّد زيادى احدهما و عدم آن . ( يزدى )
[ 2 ] يعنى سه ربع از ده يك . ( مازندرانى )
[ 3 ] بلكه اعتبار مىشود نصاب قبل از اخراج امور مذكوره ، اگرچه واجب نمىشود زكات مگربعد از اخراج . ( خراسانى )
[ 4 ] احوط عدم وضع مؤنه است ، بلكه احوط عدم وضع خراج ديوانى است كه سلاطين شيعه مىگيرند خصوصاً در اراضى كه مفتوح العنوه نباشد . ( تويسركانى )
* خراجيّه باشد كه سلطان مخالف مىگيرد . ( خراسانى )
* خراج سلطان شيعه موضوع نيست ، بلى آن چه از عين جنس مىبرد زكات آن مقدار را جايز است ندهند . ( دهكردى ، صدر )
[ 5 ] در خروج نقصان مصالح اشكال است ، مگر آن كه معتدّ به باشد . ( خراسانى )
[ 6 ] فرقى ميانه قبل از دانه بستن و بعد از او نيست ، پس جميع آن چه خرج نموده بيرون نمايد بلى زراعتى كه بعد از دانه بستن خريده شده زكات او بر مشترى نيست ، تا آنكه قيمت او را بيرون نمايد . ( كوهكمرهاى )
* يا بعد از آن و همچنين ساير مخارج بعد از دانه بستن . ( يزدى )
[ 7 ] احوط وضع نكردن مؤنه است ، خصوصاً آن چه پيش از دانه بستن بوده است . ( صدر )
* و احوط ملاحظهء نصاب است پيش از مؤنه مگر حصّه سلطان مخالف در اراضى خراجيّه و بعد بيرون نمايند مؤنه را و ما بقى را زكات بدهند . ( مازندرانى ، نخجوانى )
( 1 ) ابزار كشاورزى .