فصل دوم بدانكه زكات در نُه چيز واجب است : طلا ، نقره ، گندم ، جو ، خرما ، مويز ، شتر ، گاو و گوسفند .
و بر شخصى واجب است كه بالغ و عاقل [ 1 ] باشد و بنده نباشد ، و مالك نصاب باشد بهتفصيلى كه مذكور خواهد شد ، و قدرت داشته باشد كه در مال خود تصرّف نمايد ، پس در مالى كه غصب شده باشد زكات نيست .
و زكات طلا و نقره دادن وقتى واجب است كه سه شرط بهم رسد :
اوّل آنكه : سكّه داشته باشد اگرچه آن سكّه متروك شده باشد و كسى به آن معامله نكند ، پس در شمشهء طلا و نقره و طلاآلات و نقرهآلات زكات نيست ، و همچنين در زر مطلّس [ 2 ] « 1 » اگرچه مردم به آن معامله كنند .
دوم آنكه : هريك از طلا و نقره بهنصاب رسيده باشد .
و نصاب طلا بيست مثقال شرعى است ، و در كمتر از بيست مثقال زكات نيست .
و اگر بر بيست مثقال يك مثقال يا دومثقال يا سه مثقال زياده شود در آن زياده زكات نيست تا به چهار مثقال رسد . و همچنين اگر بربيست و چهار مثقال يك مثقال يا دو مثقال يا سه مثقال زياده شود در آن زياده زكات نيست تا وقتى كه به چهار مثقال برسد ، و بر اين قياس . . .
و نصاب نقره دويست درهم [ 3 ] است ، و در كمتر از آن زكات نيست . و همچنين
هامش
[ 1 ] - زكات خصوص نقدين بر شخصى واجب است كه بالغ و عاقل باشد ، امّا باقى پس در تعلّقزكات به آن بلوغ و عقل معتبر نيست على الاصحّ الاظهر الاقوى . ( كوهكمرهاى )
[ 2 ] اگرچه احتياط در اين با رواج معامله به آن سزاوار نيست ترك شود . ( خراسانى )
* هرگاه از اوّل سكّه داشته است واجب است زكات ، بلكه هرگاه نداشته لكن معامله با آن قرار شده است احوط دادن است . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
[ 3 ] و درهم سيزده نخود إلّادو خمس نخود است كه دوازده نخود و سه خمس نخود باشد . ( مازندرانى ، نخجوانى )
( 1 ) طلائى كه سكّهء آن را محو كرده باشند ، يا محو شده باشد .