چنين كند [ 1 ] كه به نيابت [ 2 ] فلان تشهّد فراموش كرده را بجا مىآورم به جهت آنكه واجب است بر او به اصالة و برمن به نيابت اداء تقرّب به خدا ، امّا در نيّت سجدهء سهو نام آن شخص بردن واجب نيست ، و بعضى از مجتهدين واجب مىدانند « 1 » .
و نيّت سجدهء فراموش شده و سجدهء سهو را واجب است كه مقارن سازد [ 3 ] به پيشانى برزمين گذاشتن ، و ذكر سجدهء سهو اين است : « بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ والِ مُحَمَّدٍ » و چون سر از سجدهء دوم بردارد تشهّد بهاين طريق بخواند [ 4 ] : « اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ وَاشْهَدُ انَّ مُحَمَّدًا رَسُوْلُ اللَّهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ والِ مُحَمَّدٍ » بعد از آن سلام دهد . و واجب است [ 5 ] در آن استقبال قبله و طهارت از حدث و خبث [ 6 ] .
هامش
[ 1 ] - نيّت اين امور لزومى ندارد و احتياط عيبى ندارد ، اقوى عدم وجوب ذكر است در دو سجدهءسهو و لكن ذكر احوط است و همچنين احوط تشهّد خفيف است به اين نحو : أشهد أن لا إله إلّااللَّه وأنّ محمّداً رسول اللَّه اللهمّ صلّ على محمّد وآله ، السّلام عليكم ورحمة وبركاته . ( تويسركانى )
* همين قدر قصد كند كه سجدهء فراموش شده از اين نماز بجا مىآورم با تقرّب كفايت مىكند ما بقى لازم نيست . ( خراسانى ، دهكردى ، كوهكمرهاى ، مازندرانى )
[ 2 ] قصد تشهّد فراموش شده بس است ، نيّت نيابت لازم نيست و نيّت وجوب هم لازم نيست . ( دهكردى ، يزدى )
[ 3 ] نيّت عبارت است از داعى و آن هميشه مقارن است ما دامى كه صارف از او موجود نشدهباشد . ( خراسانى )
* اين از فروع اخطار است و بنابر مختار بايد تمام عمل با نيّت باشد تحقيقاً . ( كوهكمرهاى )
* داعى هميشه مقارن است ما دامى كه صارف از او موجود نشده . ( مازندرانى )
[ 4 ] و احوط گفتن زياده برشهادت بهوحدانيّت و رسالتاست به قصد قربت مطلقه . ( خراسانى )
* احوط تشهّد متعارف است به زيادتى : أشهد انّ مُحمّداً رسولاللَّه ، بعد از شهادت به توحيد و پيش از صلوات و خواندن مجموع به قصد قربت مطلقه . ( صدر )
[ 5 ] بنابر احوط . ( خراسانى )
[ 6 ] على الاحوط . ( تويسركانى )
( 1 ) محقّق كركى ، رسائل 3 : 311 .