شود نيّت قضا لازم نيست [ 1 ] .
فصل هفتم در بيان آنچه تعلّق به تشهّد دارد : و آن هجده امر است : نُه امر واجب ، و هشت امر سنّت ، و يك امر مكروه .
امّا نُه امر واجب :
اوّل : نشستن به مقدار تشهّد خواندن .
دوم : درنگ نمودن به آن مقدار .
سوم : تشهّد خواندن به اين طريق [ 2 ] : « اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريْكَ لَهُ وَاشْهَدُ انَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُوْلُهُ ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ والِ مُحَمَّدٍ » و جايز [ 3 ] است كه ب :
« اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ ، وَاشْهَدُ انَّ مُحَمَّدًا رَسُوْلُ اللَّهُ ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ والِ مُحَمَّدٍ » اكتفا نمايد [ 4 ] .
چهارم : اخراج حروف از مخارج مقرّره نمودن .
پنجم : در اثناى تشهّد سكوت [ 5 ] طويل نكردن [ 6 ] .
ششم : كلام اجنبى [ 7 ] در ميان درنياوردن [ 8 ] .
هامش
[ 1 ] احوط اين است كه قصد قربت كند و قصد اداء يا قضاء نكند . ( تويسركانى )
* نيّت قضاء و اداء ننمودن احوط است . ( صدر )
[ 2 ] ظاهر اين است كه تشهّد به اين نحو واجب نباشد ، بلكه اگر بگويد : « أشهد أن لا إله إلّااللَّه وأنّمحمّداً رسول اللَّه » كافى باشد لكن اين قول احوط است . ( تويسركانى )
[ 3 ] جايز نيست . ( مازندرانى )
* اظهر اين است كه جايز نيست . ( نخجوانى )
[ 4 ] بلكه اكتفاء ننمايد . ( خراسانى )
* البتّه اكتفاء ننمايد . ( صدر )
[ 5 ] گذشت در قرائت اين پنجم و ششم مبطل نمازند ، نه شرط قرائت و تشهد . ( نخجوانى )
[ 6 ] على الاحوط . ( تويسركانى )
[ 7 ] مضرّ بودن ذكر و دعا و قرآن معلوم نيست ، اگر مخلّ به نظم نباشد . ( يزدى )
[ 8 ] على الاحوط . ( تويسركانى )