آيه تمام خوانده شود [ 1 ] . و در حال سجده پاك بودن از حَدَث و خَبَث و رو بهقبله كردن و ستر عورت كردن هيچيك لازم نيست . امّا أولى [ 2 ] آن است كه برهفت عضو [ 3 ] مقرّر سجده كند و اكتفا [ 4 ] به پيشانى برزمين نهادن نكند ، و بر چيزى كه سجدهء نماز برآن جايز نيست [ 5 ] سجده نكند . و در چهار سجدهء واجب سنّت است كه اين ذكر بگويد : « لا الهَ الَّا اللَّهُ حَقًّا حَقًّا لا الهَ الَّا اللَّهُ ايْمانَاً وَتَصْديْقًا لا الهَ الَّا اللَّهُ عُبُودِيَّةً وَرِقًّا ، سَجَدْتُ لَكَ يا رَبِّ تَعَبُّدًا وَرِقًّا » .
و بدانكه همچنانكه برخوانندهء عزايم سجود واجب است برشنونده [ 6 ] نيز واجب است ، و تأخير آن از وقت خواندن يا شنيدن جايز نيست ، و اگر تأخير شود بهنيّت قضا بجا بايد آورد [ 7 ] . و بعضى از مجتهدين برآنند كه هميشه اداست [ 8 ] « 1 » پس اگر تأخير
هامش
[ 1 ] - و اگر لفظ امر به سجده را مثل « وَاْسجُدْ » بگويد يا بشنود سجده كند على الاحوط . ( مازندرانى ، نخجوانى )
[ 2 ] بلكه اگر نگوئيم اقوى . ( مازندرانى )
* مراعات اين اولى موافق احتياط است . ( نخجوانى )
* بلكه احوط است . ( يزدى )
[ 3 ] احوط آن است كه بر هشت عضو مقرّر سجده كند و هر چيزى كه سجدهء نماز بر آن جايزنيست سجده نكند . ( كوهكمرهاى )
[ 4 ] بلكه اكتفاء نمايد . ( خراسانى )
[ 5 ] از حيث جنس و از حيث نجاست و همچنين بلند نبودن موضع سجود زياده بر چهارانگشت متّصل . ( مازندرانى )
[ 6 ] بر مطلق شنونده واجب نيست ، بلكه بر مستمع واجب است ، هرچند سجود سامع نيزاحوط است . ( كوهكمرهاى )
[ 7 ] قضاء نيست ، همين قول بعض كه نقل فرموده حقّ است . ( مازندرانى )
[ 8 ] اين قول در نهايت قوّت است ، به جهت آنكه واجب فورى است ، نه آنكه موقّت است ، پس نيّت قضاء معنى ندارد ، هرچند تأخير انداختن به عمد موجب عصيان است . ( كوهكمرهاى )
* اين قول اظهر است . ( يزدى )
( 1 ) محقّق حلّى ، معتبر 2 : 274 . شهيد ثانى ، مسالك 1 : 222 .