نباشد نماز باطل است [ 1 ] .
چهارم آنكه : پيشانى را برخاك [ 2 ] گذارد يا بر چيزى كه از خاك روئيده باشد بهشرط آنكه خوردنى و پوشيدنى نباشد به حسب عادت .
پنجم : گفتن « سُبْحانَ رَبِّىَالْاعْلى وَبِحَمْدِهِ » يك نوبت يا سه نوبت « سُبْحانَاللَّه [ 3 ] » و در وقت ضرورت يك نوبت [ 4 ] كافى است چنانچه در ركوع گذشت [ 5 ] .
ششم : درنگ كردن بهقدر ذكر .
هفتم آنكه : ذكر را چنان گويد كه خود بشنود ، همچنانكه در ركوع گذشت .
هشتم : سر از سجده اوّل برداشتن [ 6 ] .
نهم : بعد از سر برداشتن لمحهاى درنگ نمودن .
دهم : نوبت ديگر سجده كردن بهطريق سجدهء اوّل .
امّا آن بيست و پنج امر كه در وقت سجود به فعل آوردن آن سنّت است :
اوّل : « اللَّه اكبر » گفتن بعد از ركوع و قبل از خم شدن به جهت سجود .
دوم : درنگ نمودن بهقدر « اللَّه اكبر » گفتن .
سوم : در وقت « اللَّه اكبر » گفتن دستها را بالا بردن تا نزديك گوشها .
هامش
[ 1 ] معلوم نيست . ( صدر )
[ 2 ] اولى اعتبار وضع پيشانى است بر زمين ، چه خاك باشد يا سنگ باشد يا از زمين روئيدهباشد و مأكول و ملبوس نباشد . ( تويسركانى )
* منحصر در خاك نيست . ( صدر )
[ 3 ] گفتن : « سبحان ربّى الأعلى و بحمده » يك نوبت يا « سبحان اللَّه » سه نوبت واجب نيست ، بلكه مطلق ذكر كافى است چنان كه در ركوع ذكر شده لكن احوط است . ( تويسركانى )
[ 4 ] و گذشت كه اين در صورتى است كه ضرورت به نحوى باشد كه رافع تكليف نسبت به زياده بشود . ( خراسانى )
[ 5 ] گذشت در ركوع كه كافى نيست ، اگر مجرّد حاجت باشد . ( مازندرانى )
* گذشت در ركوع ، اگر مجرد حاجت باشد كافى نيست . ( نخجوانى )
[ 6 ] و نشستن . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى )
* نه مجرّد سر برداشتن ، بلكه به حدّ نشستن . ( مازندرانى )